سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
هرچه بدان بسنده کردن توان ، بس بود همان . [نهج البلاغه]
در کلیسا به دلبری ترسا(32) - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • در کلیسا به دلبری ترسا(32 )

    بدون تردید، مفاهیم بسیاری را می توان در متون فلسفی یونانی یافت که به همان مفاهیم در ادیان نیز توجه شده است.فلسفه در صدد بوده است که به پرسش های اساسی انسان در قلمرو هستی پاسخ بگوید،مثل همان پرسش هایی که به عنوان پرسش های معروف کانت مطرح شده است.انسان از کجاست؟ کجایی ست؟ به کجا می رود؟ در کدام قرار گاه جان او آرام می گیرد؟ فضیلت و عدالت و عشق و عقلانیت مفاهیمی بوده است که ذهن انسان را مدام مشغول داشته است. نه تنها در تمامی جستجو های سقراط به روایت افلاطون چنین دغدغه هایی موج می زند، بلکه تا به امروز هم همان مسائل زنده و جاری است.کتاب"چرا مسیحی نیستم؟" برتراند راسل را به بهانه سخنرانی پاپ می خواندم.نکته بسیار مهمی در این کتاب دیده می شود. راسل از موضع پرسشگری، صمیمانه و با هوشمندی که مثل کارد می برد، مسیحیت رسمی را می کاود تا به پاسخ پرسش هایی دست یابد که ذهن او را می گدازد.

    از این رو به گمانم تلاش پاپ بر این که بین مفاهیم دینی و ایمانی نسبتی بر قرار است، فرا تر از ترجمه کتاب مقدس به یونانی است. نمی دانم چرا پاپ در متن سخنرانی خود که با تامل تهیه شده، برای اثبات نسبت بین کتاب مقدس و عقلانیت یونانی تنها به آیات ابتدای انجیل یوحنا و آیه نخست سفر پیدایش استناد می کند؟ در بحث نسبت بین عقلانیت و ایمان، درخشان ترین آیات را می توان در امثال سلیمان یافت.هر چند آیات ابتدای یوحنا، مهمترین مستند چنین بحثی است.در امثال سلیمان "حکمت" مثل یک موجود زنده سخن می گوید.مفهومی همانند آن چه در کتاب العقل کافی آمده است که: اول ما خلق الله العقل، به ترجمه فردوسی: نخست آفرینش خرد را شناس و نیز سخن فیلسوفانی مثل "خرینوس" و "زنون" که ابن سینا در الهیات شفا به آن ها استناد کرده است که گفته اند:"الباری تعالی ابدع النفس و العقل دفعه واحده ثم ابدع جمیع ما تحتهما بتوسطهما...خدای آفریننده بزرگ، یکباره جان و خرد را آفرید، سپس تمامی آنچه که فروتر از آن ها بود را به واسطه آن ها آفرید."( الهیات شفا، استاد مطهری، جلد اول، تهران 1370 ص:356)

    در باب 8 امثال سلیمان، حکمت می گوید:" خداوند مرا مبدای طریق خود داشت.قبل از اعمال خویش از ازل* من از ازل بر قرار بودم، از ابتدا پیش از بودن جهان*هنگامی که لجّه ها نبود من مولود شدم،وقتی که چشمه های پر از آب وجود نداشت*قبل از آن که کوه ها بر پا شود....وقتی که او آسمان را مستحکم ساخت من آنجا بودم،...وقتی که افلاک را بالا استوار کرد،و چشمه های لجّه را استوار گردانید*چون به دریا حد قرار داد، تا آب ها از فرمان او تجاوز نکنند* و زمانی که بنیاد زمین را نهاد*آن گاه نزد او معمار بودم، و روز به روز شادی می نمودم..."( امثال سلیمان، باب 8 ، آیات 22تا 31)

    شگفت انگیز است! چنین مفاهیم مشترکی میان اسلام و مسیحیت وجود دارد که می تواند به عنوان کلمه مشترک در میان مسلمانان و مسیحیان تلقی شود تا دوستی و ارتباط بیشتر آنان از رنج ها و بدفهمی ها بکاهد، آن وقت پاپ با استناد به سخن ابن حزم که متفکری ظاهر گراست، بر بد فهمی افزوده است.مناسب است اشاره ای بکنم به شیوه داوری وتفسیر صدرالمتالهین ملا صدرا در باره فیلسوفان یونانی، ملا صدرا در جلد پنجم اسفار- در عطف کتاب جلد ششم چاپ شده!که نشانه ایست از بی دقتی و سرسری انگاشتن ما، البته ناشران لبنانی-در فصل سوم،در باره پدید آمدن جهان ، ملا صدرا به سخنان پیامبران و حکیمان استناد می کند.پیامبران و حکیمان را در کنار هم قرار می دهد.پنج تن از حکیمان یونانی را به عنوان استوانه های حکمت نام می برد،انباذقلس ، فیثاغورث وسقراط و افلاطون و ارسطو، وصف و دعای ملا صدرا شنیدنی است؛ به ویژه برای دوستداران مکتب تفکیک،

    " قدس الله نفوسهم و اشرکنا فی صالح دعائهم و برکتهم فلقد اشرقت انوار الحکمه فی العالم بسبهم و انتشرت علوم الربوبیه فی القلوب لسعیهم"(اسفار، ج5 ص:206و 207)

     

    به عبارت دیگر می خواهم بگویم می توان نقاط مشترکی بین ادیان ابراهیمی و حکمت یونانی پیدا کرد.این نقاط مشترک از این رو نیست که کتاب مقدس چون به یونانی ترجمه شده، در مسیحیت این آمیختگی وجود دارد و در اسلام وجود ندارد.سخن پاپ چنان چه پذیرفتنی باشد صرفا در ترجمه همان بخش هایی از کتاب مقدس، به ویژه انجیل مصداق دارد که مفاهیم مشترکی مطرح شده است.مثل آیات ابتدای انجیل یوحنا، تفسیری که یوحنا از " کلمه" به دست می دهد، این ظرفیت را داراست که حقیقت مطلق، خرد محض، حقیقت عشق،مسیح و خداوند را شامل شود.

    سخن ما مسلمانان این است که اگر پذیرفتیم که کلمه" حقیقت مطلق و خرد ناب است،این گوهر نمی تواند لباس ماده بپوشد،سیر مادی داشته باشد،شکنجه شود، و او را به صلیب بکشند.

    صرفا یک بحث عقلانی ست و نه سخنی رمز گونه و اسطوره ای.

    مسیح نمی تواند اقنومی مستقل از خداوند-پدر- باشد.

    خداوند که به تعبیر پاپ در مسیحیت، اراده اش در برابر مقولات و عقل تابع است، چگونه اقنوم مستقل از خویش آفریده است؛ که هم مستقل است و هم نیست؟ نکته جالب توجه این است که متکلمان مسلمان بحث های ژرف و پر دامنه ای دارند که چگونه صفات خداوند از ذات او جدا نیست.این بحث از این رو صورت گرفته است که نظریه توحید کوچکترین خدشه ای نپذیرد. مثل شبهاتی که موسی بن میمون متفکر کلامی یهودی در باره نسبت بین صفات و ذات خداوند مطرح کرد.

    نخست ضرورت دارد بپذیریم یا اثبات کنیم که در ذات خداوند، چند گونگی وجود ندارد، سپس در باره نحوه تحقق اراده خداوند بحث کنیم که آیا اراده او به امر غیر معقول تعلق می گیرد؟ آیا خداوند نسبت به عقل تابع است؟ یا رفتاری غیر عقلایی دارد.

    در مورد اراده خداوند و نسبت آن با عقل و عدالت در اسلام و مسیحیت و نیز یهودیت بحث های پر دامنه ای صورت گرفته است.بحث شرور در جهان همواره زمینه ای برای طرح چنین مبحثی بوده است. چنان که دو سال پیش وقتی حادثه سونامی اتفاق افتاد و صد ها هزار نفر در سواحل هند و اندونزی و سریلانکا و...غرق شدند، اسقف ویلیامز مقاله ای در روزنامه گاردین منتشر کرد که: در باره چنین خدایی می توان تردید کرد؟ که البته برخی که سخن او را شتابزده خوانده بودند، یا نخوانده بودند او را تکفیر کردند. غافل از این که مقاله ویلیامز خواننده را یک گام به خداوند نزدیک تر می کرد. انسان در ذهن خود مفاهیم و داوری هایی دارد که آن ها را عاقلانه یا معیار ارزیابی آن چه عاقلانه است و نیست می انگارد. مثل سخن ابن حزم و داوری پاپ در باره خدای مسلمانان. پرسش این است: معیار داوری شما با کدام عیار سنجیده می شود؟ ترازوی ترازوی شما کیست و چیست و کجاست؟

    ادامه دارد

    سیدعطاءالله مهاجرانی

     

    http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

    poparyus@gmail.com

     



    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:47 عصر
    نظرات دیگران: نظر


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 16
    بازدید دیروز: 70
    کل بازدید :208902

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    در کلیسا به دلبری ترسا(32) - مسجد و کلیسا - mosque&church
    پدر آریوس
    این وبلاگ بر آن است تا در فضایی آرام ، عقلانی و منطقی به مناظره و گفتگو با برادران و خواهران مسیحی جویای حق و حقیقت بپردازد.

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    در کلیسا به دلبری ترسا(32) - مسجد و کلیسا - mosque&church

    >>> لوگوی دوستان<<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<
    پارسی بلاگ، پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ
    2006-ParsiBlog™.com ©