سفارش تبلیغ
صبا
هر کس را در مال وى دو شریک است : وارث و حوادث . [نهج البلاغه]
در کلیسا به دلبری ترسا (29) - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • در کلیسا به دلبری ترسا (29)

     

    پیوند میان ایمان کاتولیکی و فلسفه یونانی، در تاریخ کلیسا سابقه دار است. سنت کلمان، در این مورد تعبیر مهمی دارد. باور داشت:" فلسفه یونانی به عنوان دومین سرچشمه حقیقت، توسط خداوند به انسان داده شده است." اولین سرچشمه، کتاب مقدس و ایمان کاتولیکی ست. ابن تیمیه فقیه معروف هم تغبیر قابل تاملی دارد.ابن تیمیه کتابی دارد به نام" الجواب الصحیح لمن یدل دین المسیح" ؛ می گوید:"ماتنصرت الروم،و لکن النصرانیه ترومت!" رمی ها نصرانی نشدند، نصرانی ها رمی شدند!"

    نکته تازه در سخن پاپ،بی توجهی ایشان به تجربه تاریخی مسیحیان از کلیسای کاتولیک رم است. کلیسایی که پاپ را تبدیل به امپراتور کرد. و خفقانی سنگین و نفس گیر و قتل عام هایی حیرت انگیز را به نام مسیح به یادگار گذاشت. امپراتور ها بر در قصر پاپ روزها منتظر می ماندند تا اجازه ورود پیدا کنند. و از پاپ طلب حمایت و برکت داشتند.

    رنسانس، نهضتی بود که کلیسا را از ساحت جامعه و حکومت و زندگی اجتماعی، حذف کرد.امپراتوری پاپ در واتیکان خلاصه شد. از آن هیمنه قدرت تنها تشریفاتش بر جای مانده است. و نشانی از قدرت سیاسی. چنان که وقتی، پاپ های زمان علیه استالین سخن می گفتند.وقتی مشاوران استالین، در مورد پاپ و مخالفتش با کمونیسم و استالین برای او توضیح داده بودند،پرسیده بود:" پاپ چند تا تانک دارد؟" گفته بودند تانک ندارد! استالین گفته بود کسی که تانک ندارد، خطری ندارد هر چه می خواهد بگوید.

    کلیسای کاتولیک با اومانیسم و فلسفه از عرصه رانده شد.کلیسا نهادی تلقی می شد که دشمن دانش و دانایی و تفکر فلسفی ست. برای این مدعا دلایل بسیاری وجود داشت. علاوه بر آن، کلیسا دشمن مسیح و ایمان مسیحی هم تلقی می شد. تابلو ماندگار تقابل کلیسای رمی و ایمان مسیحی را داستا یوسکی در بخش پنجم کتاب پنجم" برادران کارامازف" برای همیشه با درخشانترین تعابیر و تصاویر نقش کرده است.چرا در این مقطع پاپ بر این مضمون تکیه می کند؟

    پیش از درگذشت پاپ ژان پل دوم، مقاله معنی داری در مجله فارین پالیسی منتشر شد.در این مقاله به پاپ جدید-که هنوز مشخص نبود کلمنت 16 انتخاب می شود- سه توصیه شده است:

    اول:نگران گریز از مسیحیت و رواج الحاد در غرب باشد.

    دوم:در صدد مقابله با انتشار اسلام باشد. انتشار اسلام را به عنوان یک مساله بسیار مهم تلقی کند.

    سوم:مسیحیت را به گونه ای معرفی کند که مغایر علم و عقل وانمود نشود.این مقاله را اسکات اپلبای نوشته است.سخنرانی پاپ این هر سه مضمون را داراست. می توان گفت از بعد سیاسی و پاپ به عنوان یک رییس دولت؛ پاپ درتقابل با اسلام از مقوله عقل و فلسفه استفاده کرده است. ضمن این که پاپ به قدر کافی در باره اسلام از سال ها پیش حساسیت داشته است. در سال 1977 کتابی از پاپ منتشر شده است به نام"نمک زمین" این عنوان را از انجیل گرفته است.البته آیه انجیل ظرافت غریبی دارد که در بحث ما مناسبت تمام دارد! مسیح به حواریون می گوید:" شما نمک جهانید لیکن اگر نمک فاسد گردد به کدام چیز باز نمکین شود؟ دیگر مصرفی ندارد جز آن که بیرون افکنده پایمال مردم شود."(متی، باب 5آیه13) در متن انگلیسی و عربی همان تعبیر نمک زمین استفاده شده است. مترجم فارسی زمین را جهان ترحمه کرده است. پاپ در این کتاب در باره اسلام داوری تامل انگیزی دارد. می گوید اسلام در برابر ایده ها و اندیشه های نو قرار دارد.نمی تواند تفسیری امروزی از جامعه ارایه دهد.سخن پاپ در باره اسلام اصلا نمکین نیست!

    نوگرایی، مضمونی است که در نقد اسلام و مسلمانان مدت هاست، توسط نویسندگان و متفکران و نیز سیاستمداران غربی و امریکایی مطرح می شود.می خواهم بگویم ساختار سخن پاپ سیاسی است. کلام مسیحی . فلسفه یونانی به ضرورت مطرح شده است. سیاستمداران نظریه پرداز هم نیازمندند که در جهان امروز که اندیشه و تعقل مهمترین پشتوانه هر آیینی و نظریه ای به شمار می اید، مسیجیت را تبیینی فلسفی نمایند. بگویند پاپ سقراط روزگار ماست. مسیحیت دین تعقل است و پیامبر اسلام تروریست بوده است.و مسلمانان میراثی جز شرارت ندارند. مثل مقاله ای که با عنوان محمد یا سقراط در ویکلی استاندارد توسط لی هاریس نوشته شده است. آن مقاله مهمترین مقاله ای است که در دفاع از پاپ نوشته شده، و نشان می دهد که مطلقا سخن بر سر نقل قولی از مانوئل دوم و عصبانیت امپراتور نیست.سخن بر سر حضور دوباره اسلام در جهان است، که نمی توان این حضور را انکار کرد.از این رو شاهد تهاجم به اسلام، پیامبر اسلام، مبانی نظری اعتقادات اسلامی هستیم.به گمانم تفاوتی در نگارش آیات شیطانی، انتشار کاریکاتورها و نمایشنامه علیه پیامبر اسلام، طرح فاشیسم اسلامی توسط بوش در ماه گذشته، مخالفت اسلام با مدرنیسم در سخنان بلر، و سرانجام سخنرانی پاپ وجود ندارد. همگی حلقه های یک زنجیر هستند.از این رو برخی سخنرانی پاپ را زنگ بیدار باش نسبت به خطر اسلام تلقی کرده اند. این بیدار باش هم تازگی ندارد.یورش به اسلام و مشخصا قرآن و پیامبر اسلام جدید نیست..پیش از پاپ آرنولد توین بی در دهه جهل قرن بیستم، در کتاب " تمدن در بوته آزمایش" در باره اسلام به غرب هشدار داده است:

    "پان اسلامیسم خوابیده است.با این حال ما باید این امکان را که اگر پرولتاریای جهان" عربی مآب"بر ضد سلطه ی غرب به شورش برخیزد و خواستار یک رهبری ضد غربی شود، این خفته بیدار خواهد شد، در نظر بگیریم. بانگ این شورش ممکن است در بر انگیختن روح نظامی اسلام- حتی اگر این روح به قدر خفتگان قرون در خواب بوده باشد- اثر روحی محاسبه ناپذیری داشته باشد. زیرا که ممکن است پژواک های یک عصر قهرمانی را منعکس سازد.

    در دو مورد تاریخی در گذشته اسلام انگیزه ای بوده است که به سائق آن یک جامعه شرقی پیروزمندانه بر ضد یک متجاوز غربی به پا خاسته است. در زمان نخستین جانشینان پیامبر اسلام سوریه و مصر از سلطه ی یونا که تقریبا هزار سال آن ها را در زیر فشارخود داشت.نجات داد.تحت فرمانروایی سعد بن زنگی و نورالدین و صلاح الدین و مملوکان اسلام آن دز را در برابر هجوم صلیبیان و مغول ها حفظ کرد. اگر وضع کنونی بشر به " جنگ نژادی" منجر شود. اسلام ممکن است بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام کند. دور باد آن روز!"(تمدن در بوته آزمایش، ترجمه ابو طالب صارمی، امیر کبیر ؛ تهران 1353 ص: 199-200)

    توین بی دعای آخر نوشته را به لاتین نوشته است! گویی دعای او طنینی تاریخی پیدا می کند.

    Absit Omen!

    همه سخن بر سر بیداری مسلمانان است.نگرانی توین بی هم از بیداری اسلام است.منتها او گمان می کرده که بیداری اسلامی صرفا در بعد نظامی تحقق پیدا می کند. و نه در بعد دانش و فرهنگ و تمدن.تاکید همواره رسانه ها و تحلیلگران غربی بر القاعده و عملیات نظامی هم بیشتر از این روست که اسلام را مساوی خشونت معرفی کنند. پاپ گفت از خدایی که معقول نباشد جز خشونت ، صادر نمی شود.خدای مسیحیت معقول و خدای اسلام نامعقول است.این مهمترین سخن پاپ است که در واقع پشتوانه نظری تمامی تهاجمات به اسلام است. سه هزار سال پیش سون تزو استراتزیست نظامی چینی در کتاب هنر جنگ نوشته است:" در واقع به دست آوردن پیروزی در صد گردان به معنی حد اعلای علم و آگاهی نیست. آن چه در جنگ اهمیت دارد حمله به استراتزی دشمن است."( سون تزو،هنر جنگ، ترجمه دکتر حسن حبیبی، ص:49-50)

    استراتژی اسلام نظریه توحید ناب است. آیا پاپ در این هجمه موفق شده است؟

    سیدعطاءالله مهاجرانی

     

    http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

    poparyus@gmail.com

     



    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:46 عصر
    نظرات دیگران: نظر


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 34
    بازدید دیروز: 34
    کل بازدید :227967

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    در کلیسا به دلبری ترسا (29) - مسجد و کلیسا - mosque&church
    پدر آریوس
    این وبلاگ بر آن است تا در فضایی آرام ، عقلانی و منطقی به مناظره و گفتگو با برادران و خواهران مسیحی جویای حق و حقیقت بپردازد.

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    در کلیسا به دلبری ترسا (29) - مسجد و کلیسا - mosque&church

    >>> لوگوی دوستان<<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<
    پارسی بلاگ، پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ
    2006-ParsiBlog™.com ©