[ و گفته‏اند حارث بن حوت نزد او آمد و گفت چنین پندارى که من اصحاب جمل را گمراه مى‏دانم ؟ فرمود : ] حارث تو کوتاه‏بینانه نگریستى نه عمیق و زیرکانه ، و سرگردان ماندى . تو حق را نشناخته‏اى تا بدانى اهل حق چه کسانند و نه باطل را تا بدانى پیروان آن چه مردمانند . [ حارث گفت من با سعید بن مالک و عبد اللّه پسر عمر کناره مى‏گیرم فرمود : ] سعید و عبد اللّه بن عمر نه حق را یارى کردند و نه باطل را خوار ساختند . [نهج البلاغه]
پدر آریوس - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  •    1   2      >
       [آرشیو شده ها]

    «ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.


    به گزارش ابنا، ماشا الیلیکینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینک حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می‌گوید از جلوه‌های کاذب سابق متنفر است و اکنون احساس خوشبختی می‌کند.


    آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:


    • چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟


    ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.


    • در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟


    ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.


      آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟


    ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.


    روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.


    • در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟


    ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.


    • آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟


    ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.


    • آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟


    ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.


    • چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟


    ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.


    • از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟


    ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.


    • و چه تفاوتی با قبل داری؟


    ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.


    • آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!


    ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.


    • از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟


    ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.


    • از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟


    ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.


    • اینک چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟


    ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.


    • چه پیامی برای مسلمانان داری؟


    ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.


    • و برای غیر مسلمانان؟


    ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.


    www.kelisa-masjed.com
    poparyus@gmail.com



    پدر آریوس ::: سه‏شنبه 4/4/1387::: ساعت 7:17 عصر

     آیا دلیلی وجود دارد که دردینهای  مسیحیت ویهود تحریف صورت گرفته است؟


     از دیدگاه علمای اسلام ادیان به دو قسم آسمانی و غیر آسمانی تقسیم می شود و فرق این دو در آن است که ادیان آسمانی توسط پیامبران الهی از سوی خداوند و برای هدایت مردم زمان خود، فرستاده شده اند، ولی ادیان غیر آسمانی، آیین هایی هستند که ریشه الهی نداشته و دست ساز مدعیان دروغین بوده است.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: چهارشنبه 29/3/1387::: ساعت 6:43 صبح

    ازدواج دو مرد کشیش در انگلیس


    برای اولین بار در انگلیس، یک کلیسای انگلیکن دو کشیش مرد را به عقد یکدیگر درآورد .


    روزنامه انگلیسی ساندی تلگراف درشماره امروز- یکشنبه- خودنوشت:دراین مراسم که به تاریخ آن اشاره نشده و دریکی از کلیساهای شهر لندن روی داده است, دوکشیش مرد با خواندن خطبه عقد و نهادن حلقه انگشتر درانگشتان یکدیگر ,طبق سنتهای آئین عقد درکلیساهای آنگلیکن انگلیس, به عقد یکدیگر درآمدند .


    محافظه کاران کلیسای انگلیس اقدام این دوکشیش را کفرآمیز دانسته اند .


    سخنگوی شورای خلیفه گری کلیساهای انگلیس اعلام کرده است :طبق دستورالعملی که مجمع اسقف های اعظم به کلیساها داده است,کشیش‌ها حق انعقاد خطبه عقد درمیان همجنس گرایان را ندارند,پس چگونه می توانند درحالی که خود چنین عملی را مرتکب می شوند,پیروان کلیسا را از این کار منع کنند .روحانیون کلیسای آنگلیکن معتقدند که صرف نظر از کفرآمیز بودن,این اقدام تهدیدی برای ایجاد شکاف میان کلیساهای جهان است .


    www.kelisa-masjed.com


    poparyus@gmail.com



    پدر آریوس ::: دوشنبه 27/3/1387::: ساعت 1:15 صبح

    آیا امکان دارد یک مسلمان با خواندن یکی از دو کتاب تورات یا انجیل به سوی دین مسیحیت یا یهودیت جذب شود؟


     تردیدی در این نیست که تورات و انجیل اسامی کتاب های آسمانی است که به گفته صریح قرآن کریم خداوند آنها را بر انبیاء گرامی اش حضرت موسی و حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ برای هدایت امت آنان نازل کرده است.


    اما این تورات و انجیل موجود در دست یهودیان و مسیحیان آن تورات و انجیل واقعی آسمانی نمی باشند. تورات موجود بعد از آنکه تورات اصلی توسط جنگ های آشوری ها و بختنّصر بر علیه یهودیان و اشغال فلسطین توسط آنان مفقود و از بین رفت، توسط بعضی نویسندگان یهودیان و یا آن طوری که گفته شده توسط عُزیر به صورت جعلی و تحریفی تدوین و جمع آوری شد. و به عنوان کتاب تورات پذیرفته شده. وضعیت انجیل موجود از حیث عدم آسمانی بودن آن روشن تر از تورات است زیرا انجیل های چهارگانه با تمام اختلافات و تناقضات موجود در متون آنها، توسط نویسندگانی بنام های متی، لوقا، مرقس و یوحنا نگاشته شده و در اختیار مسیحیان به عنوان انجیل قرار داده شده اند.


    تورات و انجیل واقعی که به ترتیب در ششم ماه رمضان و دهم ماه رمضان نازل شده اندکتاب های هستند که علی ـ علیه السّلام ـ در رابطه با آنها می فرماید: به خدا سوگند اگر بالشی برایم تا کنند و بر آن نشینم توراتیان را به تورات شان و انجیلیان را به انجیل شان فتوی دهم تا بدان جا که خداوند تورات و انجیل را به زبان آورد هر کدام گوید: علی درست گفته است، او به آنچه بر من نازل شده شما را فتوی داده است. و این تورات و انجیل آسمانی به فرموده رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ توسط امام زمان (عج) و یاران آن حضرت از سرزمین انطاکیه و غاری که در آن جا است بیرون آورده خواهد شد و بر طبق آنها با یهودیان و مسیحیان احتجاج خواهند نمود.


    به هر صورت تورات و انجیل موجود هیچ ربطی به خداوند و حضرت موسی و حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ ندارند بلکه کتاب هایی هستند که مشتمل بر یک سلسله زندگینامه های غالباً غیر واقعی و نیز افسانه ها و اساطیر دروغین و جعلی و مطلب خلاف عقلی و فطرت بوده که توسط نویسندگان شان خلق و جمع آوری شده اند. و هیچ نوع ارزش علمی و بار هدایت گری در متون آنها دیده نمی شوند و عاری از هر نوع استدلال های عقلی و فطری می باشند.


    پس تورات و انجیل و هرکتاب دیگری که مثل آنها بی بهره از استحکام برهانی و عقلی و علمی باشد هرگز نمی توانند از این راه های معقول و پذیرفته شده ای در نزد انسان های سالم و عاقل بر خواننده ی خود اثر بگذارد. چون چینن قدرتی در آنها وجود ندارد که با آن قدرت بتوانند در خواننده اثر گذاشته و او را به سوی خود بکشاند.


    بلی تأثیرگذاری آنها بستگی به حالات روحی و روانی و علمی و اعتقادی خود خواننده دارد. و این تأثیرگذاری با توجه به اختلاف ذهنیت ها، و سرمایه علمی و اعتقادی در انسان ها، مختلف خواهد بود. حتی ممکن است بعضی به حدی از ضعف علمی و منطقی برخوردار باشند که یک امر باطل صددرصد را به عنوان یک حقیقت اعتقادی خودش بپذیرد چنانچه که در دنیا نمونه های فراوانی از قبیل بت پرستی، گاوپرستی، انسان پرستی و امثال آنها وجود دارد. و برخی از مردم در قرن اخیر با تماس و مطالعه ی کتاب های مارکسیستی و کمونیستی به سوی الحاد بی خدایی جذب شدند. و معنای آن این نیست که عقاید مارکسیستی از قوت منطقی و عقلی و یا علمی برخوردار بوده بلکه چنین گرایشی از ضعف و عدم سرمایه علمی و منطقی آنان حکایت می کند لذا بعد از سالها تلاش و زحمات خودشان دانستند که راه باطل رفته اند و خود بخود مضمحل شده و به گفته امام خمینی (ره) کمونیسم را دیگر باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد. پس تورات و انجیل و هر کتاب دیگری حتی اگر افسانه ای و تخیّلی هم باشد از طریق نقاط ضعف خواننده ی خود می تواند در افکار و اندیشه های او تأثیر بگذارد و باعث گمراهی و یا لااقل حیرت تردید در او شود. و عواملی که زمینه تأثیر کتاب هایی مثل تورات و انجیل را در خواننده خود ایجاد می کند می توانیم از قرار زیر به آنها اشاره کنیم:


    1. عدم برخورداری از توان علمی،‌منطقی،‌اعتقادی و تجربیات اجتماعی بهترین راه برای نفوذ مطالب باطل و عاری از هر نوع استدلال می باشد. به عبارت دیگر جهل و نادانی از اساسی ترین عامل پذیرش باطل بشمار می آید.


    2. تسلیم شدن به احساسات کاذب در برابر جذابیت های حاکم بر مطالب مندرج در این کتاب ها که موافق با هوا و هوس های حیوانی بوده یکی دیگر از راه های نفوذ آنها در افکار و اندیشه ها می باشد.


    3. جذابیت مظاهر تکنولوژی و صنعت و به طور کلی پیشرفت و امور دنیوی در جهان مسیحیت و یهودیت ممکن است در خواننده اثر بگذارد و زمینه را برای کشیده شدن او بسوی آنها ایجاد کند. ولو این پدیده های صنعتی ربطی به تورات و انجیل ندارد لکن خواننده ی این کتاب ها ممکن است با عدم توجه، آنها را از آثار مسیحیت و یهودیت بداند.


    4. تمسخر و تحقیر جهان مسیحیت و یهودیت نسبت به مؤمنین و مسلمین که از دأب و خصلت های اهل باطل بشمار می آید و در قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «زندگی دنیا در چشم کافران آراسته و زینت داده شده است و مؤمنان را ریشخند می کنند.»


    ممکن است در بعضی ها خصوصاً در عصر حاضر که فرهنگ و اقتصاد و امثال این امور جهانی شده است. از حیث روحی روانی زمینه ی پذیرش عقاید آنان را ایجاد کند با خواندن کتاب های شان بسوی آنان کشیده شود. هم چنانکه در کشورهای اسلامی مشاهده می شود که یک مسلمان از خواندن نماز در حضور غرب گرایان خجالت می کشد و شرکت در مراسم و شعائر اسلامی و انجام سایر اعمال دینی بدلیل جو حاکم و فضای آلوده بر برخی از افراد جامعه، سخت و مایه شرمندگی می باشد. و متأسفانه بعضی ها از همین راه ها به سوی آنان کشیده شده اند و به انجام مراسم خشک و خرافی و غیر معقول آنان روی آورده اند. مسئله هدایت و گمراهی از اهم مسائل در زندگی بشر می باشد و خداوند برای هدایت بندگانش پیامبرانی فرستاد تا بوسیله ی آنان سعادت ابدی و همیشگی آنان را فراهم نماید و از بدبختی و شقاوت نجات یابد. و در همین راستا دین مبین اسلام به مسئله هدایت خیلی اهتمام گماشته است و هیچ چیزی را مبهم نگذاشته و حتی امامان بعد از پیامبر خدا را جهت هدایت مردم معرفی نموده است. و لذا علماء «اسلامی اعم از شیعه و سنی برای حفظ مسلمانان از گمراهی و بدبختی، چاپ، نشر، تعلیم و حفظ کتاب های ضالّه و گمراه کننده از جمله تورات و انجیل را حرام می دانند مگر اینکه برای نقض و حجت باشد.


    www.kelisa-masjed.blogfa.com


    poparyus@gmail.com



    پدر آریوس ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 2:16 صبح

    وجود تناقض و تعارض‌های فراوان در مطالب انجیل‌ها،


     آیا می‌تواند شرایط تحقق یک کتاب آسمانی را فراهم آورد؟



    انسان با پناه جستن به کتاب آسمانی، خود را در آرامش برخورداری از کلام الهی می‌یابد. وقتی که می‌توان به هر چیز به دیده ی تردید نگاه کرد، این سخن آسمانی است که برایش یقین‌ساز است. مشخصه اطمینان بخشی کتاب آسمانی از کجا آمده است؟ گذشته از شرایط عام سخن، یک شرط ویژه سخن الهی آن است که بخش‌های مختلف آن با هم در تعارض و تضاد نباشد. این شرط از آن رو حائز اهمیت است که ذهن بشر عادی، پس از تنظیم مطالبی در یک بخش و ارائه آن به دلیل فراموشی و نقصان، در مرحله بعد ممکن است سخنی معارض یا متضاد با آن بگوید. اما کلام آسمانی که ریشه در علم و قدرت لایتناهی الهی دارد مجموعه عناصر تشکیل‌دهنده‌اش با هم کاملاً هماهنگند.


    و همانطور که عناصر طبیعت به عنوان یک آیه و نشانه تکوینی،‌اجزاء آن با هم متناسب و هماهنگند. اجزای سخن الهی به عنوان یک آیه و نشان آسمانی با هم منسجمند.


    در این میان تعارضات و تناقضات موجود در هر یک از انجیل‌ها و آنها با یکدیگر، قدسی بودن کتاب مقدس مسیحیت را زیر سؤال برده است. و نگاه اطمینان‌بخش به آن را در هم شکسته است. این امر بیانگر آن است که انجیل اولیه مسیح به دست ما نرسیده و تنها بخشی از آن مربوط به عیسی بوده که نامشخص است. و دیگر اینکه همانطوری که کلیسا ادعا نموده انجیل‌ها دست‌نوشته انسانهای عادی است که با تکیه بر محفوظات شخصی و نظرات فردی و یا شنیده‌هایی از دیگران،‌جمع‌آوری شده و کلیسا خود را ناگزیر یافته که برای کسب وجاهت مسیحیت در میان سایر ادیان و از دست نرفتن ایمان مسیحیان آن را قدسی و الهامی بداند. در این بخش به پاره‌ای از امور متناقض و متضاد و نامعقول انجیل‌ها اشاره می‌شود.


    1 . شجره‌نامه‌ی مسیح


    انجیل‌ متی با نسب‌نامه‌ی مسیح شروع می‌شود. و یعقوب را به عنوان پدر یوسف، شوهر مریم معرفی می‌کند. (متی / 1 : 16) اما انجیل لوقا، یوسف را پسر هالی می‌داند. (لوقا / 3 : 23) و انجیل مرقس و یوحنا سخنی از نسب‌نامه‌ی مسیح به میان نیاورده‌اند.


    دو تناقض مربوط به شجره‌نامه عیسی، یکی این است که در متّی، پدربزرگ مسیح، یعقوب معرفی شده و حال اینکه در انجیل لوقا، پدر بزرگ وی هالی می‌باشد. تناقض دوم این است که اگر مریم از روح القدس باردار شده است، چرا انجیل‌ها یوسف را به عنوان شوهر وی معرفی می‌کنند؟ در حالی که زاده شدن مسیح ربطی به یوسف ندارد که بخواهیم به هر طریق ممکن، او را وارد نسب مسیح کنیم.


    2 . تولد مسیح


    انجیل متی و لوقا درباره ی تولد عیسی سخن گفته‌اند. با این تفاوت که متّی صرفاً به تولد عیسی در بیت لحم اکتفا نموه (متی / 2 : 1) ولی لوقا علت به دنیا آمدن عیسی در بیت لحم را انجام یک سرشماری از ناحیه امپراطور روم می‌داند که چون یوسف از اهالی بیت لحم بوده مجبور شده به اتفاق مریم،‌ به آنجا برود. (لوقا / 2:‌4)


    صرف‌نظر از اشتباه نام امپراطور وقت و اینکه اصولاً چنین سرشماری وجود خارجی نداشته است،‌اشتباه عمده در نقل این حادثه تاریخی است که هدف از سرشماریها از دیرباز تاکنون تعیین میزان دقیق دارایی و املاک مشخص بوده که معمولاً (خصوصاً در دنیای قدیم) در محل سکونت وی بوده است بنابراین معنا نداشته که افراد را به محل آباء و اجدادی خود سوق دهند تا بتوانند به سرشماری درست دست یابند.


    موعظه یحیی تعمید دهنده


    متی نقل می‌کند یحیی تعمید‌دهنده به عنوان بشارت بر آمدن مسیح گفته است: «... من شما را با آب تعمید می‌دهم... ولی کسی که بعد از من می‌آید... او شما را با روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. (متی / 3: 11) و در لوقا نیز عین همین مطلب آمده است. (لوقا / 3 : 16) ولی در مرقس (مرقس / 1 : 8) و یوحنا (یوحنا / 1 : 26) عبادت «آتش»‌حذف شده و گفته که و «او شما را با روح القدس تعمید خواهد داد.»


    شاید عبارت آتش که حاکی از روح‌ برخورد مسیح با ظالمان و ستمگران بوده،به نظر نویسندگان مرقس و یوحنا خوش نیامده و لذا آن را حذف نموده‌اند. و مرتکب نوعی تحریف شده که معنای عبارت را به طور کلی عوض می‌کند.


    نام حواریون


    انجیل‌ها درباره ی نام یازده تن از حواریون اتفاق دارند، ولی درباره ی نام نفر دوازدهم اختلاف شده است. متی (متی / 10 :‌3) و مرقس (مرقس / 3 : 18) آن را تدی می‌داند ولی انجیل لوقا (لوقا / 6 :‌15) نام تدی را حذف و به جای آن، نام یهودا پسر یعقوب را آورده است.


    عدم تطابق در نام دوازده تن از حواریان خاص عیسی،‌حاکی از عدم وجود الهام ادعایی درباره ی انجیل‌های موجود است.


    تأکید بر انجام شریعت


    در متی آمده است: «پس هر گاه کسی حتی کوچکترین احکام شریعت را بشکند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنکه هر کس شریعت را رعایت کند و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمانی بزرگ خوانده خواهد شد.»‌ (متی / 5 : 19) ولی در سایر انجیل‌ها چنین تأکیدی بر انجام احکام شریعت بوحی نیامده است. در حالی که خواست انجام احکام،‌از اصول اولیه دعوت انبیاء‌بوده است. و معلوم می‌شود که مطلب به این روشنی از سایر انجیل‌ها حذف شده است.


    پیامیر صلح یا پیامبر جنگ؟


    در متی (متی / 5 :‌39) و لوقا (لوقا / 6 : 29) آمده که اگر کسی بر گونه راست تو سیلی زد گونه دیگر خود را به طرف او بگردان.» و با این بیان مسیح پیامبر صلح و دوستی معرفی شده است. اما در بخش دیگری از متی (متی / 10 : 34) آمده که «گمان نکنید که آمده‌ام تا صلح به زمین بیاورم،‌نیامده‌آم که صلح بیاورم بلکه شمشیر.» و در لوقا (لوقا / 12 : 51) آمده: آیا گمان می‌کنید من آمده‌‌ام تا صلح را بر روی زمین برقرار کنم؟ خیر اینطور نیست! بدانید که من آمده‌ام تا تفرقه بیندازم.» با این دو تعبیر متناقض،‌آیا دیگر می توان مسیح را پیامبر صلح و سازش معرفی نمود یا جنگ و تفرقه؟!


    معجزه عجیب


    در متی (متی / 21 : 22 ـ‌18) معجزه‌ای از عیسی نقل می‌شود که با عقل ناسازگار است و آن اینکه عیسی در حال گرسنگی به درخت انجیر سرسبزی نزدیک شده که از میوه آن بخورد. ولی در آن انجیر نمی‌یابد. مسیح درخت را نفرین نمود و آن درخت فوراًً خشک می‌شود.


    جالب این است که مرقس (مرقس / 11 : 14 ـ 12) علت عدم وجود انجیر در آن درخت را چنین بیان نمود که «چون هنوز فصل انجیر نبود».


    ملاحظه می‌شود که انجیل‌ها مسأله معجزه را یک امر دلبخواهی و بدون عقل و منطق قرار داده‌اند که پیامبر به محض برخورد با چیزی بر خلاف خواهش خود (هرچند بر خلاف عقل باشد) به گونه‌ی یک حاکم جبّار با آن برخورد می‌کند. و در اینجا نیز هر چند فصل انجیر نبوده،‌ ولی درخت انجیر حتماً باید میوه‌ی انجیر داشته باشد.!


    حواریان و انکار مسیح


    در متی (متی / 26 : 47 ـ 56) و مرقس (مرقس 14 : 43 ـ‌50) و لوقا (لوقا / 22 :‌47 ـ‌53)‌و یوحنا (یوحنا / 18 :‌3 ـ‌12) آمده که چگونه پس از دستگیری عیسی،‌همه حواریان وی را رها کرده و گریختند. ولی همین حواریون پس از به صلیب کشیده شدن مسیح، براساس وعده‌ای که قبلاً مسیح به آنها داده بود،‌ به کوهی در جلیل رفته و عیسی به ایشان بشارت مأموریت تبلیغ به جهانیان را می‌دهد. (متی / 28 : 16 ـ مرقس / 16 : 14 ـ ‌18 ـ لوقا / 24 : 36 ـ 49 ـ یوحنا / 20 :‌ 19 ـ‌23)


    تعارضی که در این دو نقل به چشم می‌خورد این است که چگونه حواریان خاص عیسی با آنهمه ارادتی که به وی داشته به ناگهان همگی منکر وی شده‌اند. و همین افراد بعداً براساس وعده‌ای که پیامبرشان داده است سر موعد حاضر شده‌اند بدون اینکه از تعقیب دشمن هراسی به خود راه دهند. خصوصاً اینکه در متی / 27 : 62 ـ 66 آمده که چگونه صبح روز بعد از به صلیب کشیده شدن عیسی، سران کاهنان و فریسیان نزد پیلاطس ‌رفته و به وی پیشنهاد نمودند که بر قبر مسیح نگهبانی بگمارد تا از آن مراقبت کند، چون امکان دارد شاگردانش جسد او را دزدیده و به مردم بگویند که او پس از مرگ زنده شده است.


    با توجه به تعارضات و تناقضات فراوان در انجیل‌هاست که کتاب مقدس مسیحیت از جنبه آسمانی و قداست خارج شده و صرفاً به عنوان یک امر تعبدی و بیان این نکته که اگر آن را از دست دهند چیزی دیگر ندارد تا جایگزین آن نمایند، پذیرفته شده است. در حالی که یک کتاب ‌آسمانی علاوه بر تسلیم نمودن قلب و دل انسان برای عشق به عمل باید بتواند عقل آدمی را نیز به تسخیر خود در آورد تا ایمان بتواند از ارکان محکم خود بهره‌مند باشد.


    منابع برای مطالعه بیشتر:


    1 . الکتاب المقدس تحت المجهر، لموده ی مهاوش الاردنی، انتشارات انصاریان.


    2 . درباره‌ی مفهوم انجیلها، کری ولف.


    از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرموده‌اند:


    هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی راه به دوزخ برد.


    اصول کافی، ج 1، 56، ح 8


     


     www.kelisa-masjed.blogfa.com


    poparyus@gmail.com



    پدر آریوس ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 2:16 صبح

    مسیحیت جهت جبران چه کمبودی، عهد قدیم (تورات)


     را در کنار عهد جدید خود قرار داده است؟


     


     تنخ «Tenekh»‌کتاب مقدس یهودیان است که شامل تورات، نبییم (کتابهای انبیا) و کتوبیم (رساله ها) است بنابراین، کتاب مقدس آنان به سه بخش تقسیم می شود. تورات، کتابهای انبیاء رساله ها،پس تورات بخشی از کتاب مقدس یهودیان می باشد. یهودیان و مسیحیان اتفاق نظر دارند که عهد قدیم الهام شده است.


    انجیل: مسیحیان اعتقاد ندارند که عیسی ـ علیه السّلام ـ کتابی به نام انجیل آورده است آنان معتقدند،‌بعد از عروج عیسی ـ علیه السّلام ـ پیروان وی، اقوال، ‌اعمال و حوادثی را که برای آن حضرت اتفاق افتاده بود به صورت روایت های شفاهی، نقل می کردند و یک سنت شفاهی در بین آنها، رایج بود تنها در نیمه ی دوم قرن اول میلادی بود که فکر کتابت این سنت در میان پیروان مسیحیت، قوت گرفت و عدّه ای به نوشتن اقوال و اعمال عیسی ـ علیه السّلام ـ که در آن زمان رایج بود و از سوی حواریان و شاگردان آنها نقل می شد پرداختند


    در میان مسیحیان اولیه کتاب مقدس مفهومی معادل عهد عتیق داشت و اناجیل و نامه ی رسولان بتدریج به شکل عهد جدید درآمد، ایرونیموس که در قرن چهارم ترجمه «ولگانا» را منتشر کرد از نخستین کسانی است که در کنار عهد عتیق، عهد جدید را نیز کتاب مقدس خوانده است. بنابراین مسیحیت خود دارای کتاب آسمانی که از طریق وحی بر عیسی ـ علیه السّلام ـ نازل شده باشد، نیست و لذا این کمبود را با به رسمیت شناختن عهد قدیم جبران نموده است. این در حالی است که مسیحیان تمام مضامین عهد عتیق را لازم الاجرا نمی دانند زیرا عهد عتیق شامل احکام بسیاری است که مسیحیان به آن عمل نمی کنند. و معتقد به نسخ آنها می باشند. علاوه بر اینکه این کتاب (عهد عتیق) به اعتقاد مسیحیان منسوخ شده است اصل آن نیز مورد اشکال و خدشه از طرف برخی از محققین یهودی و مسیحی قرار گرفته است توماس میشل نویسنده کتاب «کلام مسیحی» می گوید: در قدیم مردم معتقد بودند که موسی ـ علیه السّلام ـ تورات را نوشته است اما مطالعات جدید کتاب مقدس نشان می دهد که پاسخ به مسئله اصل و منشأ تورات از آنچه در ابتدا تصور می شد، دشوارتر است تورات در طول نسلها پدید آمده است در ابتدا روایتهایی وجود داشته که قوم یهود آنها را به طور شفاهی به یکدیگر منتقل می کردند سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخی از آنها در باب تاریخ و برخی دیگر در باب احکام بود سرانجام در قرن پنجم میلادی این مجموعه ها در یک کتاب گردآمد.


    در نتیجه تورات کتاب مقدس یهودیان که به عهد عتیق معروف است از این دیدگاه دارای سند مشخص نمی باشد و معتقدند که این کتاب نوشته ی موسی نیست بلکه دیگران بعدها آن را به نگارش درآورده اند همچنین محتوای آن نیز مورد اشکال آنها می باشد و اعتقاد به نسخ آن دارند. در عین حال مسیحیان آن را جزء کتاب مقدس می دانند و علت این کارهای آنها چند چیز می تواند باشد:


    1. عدم برخورداری مسیحیت از کتابی که از وحی سرچشمه گرفته باشد. چون آنها معتقد نیستند که اناجیل توسط وحی بر عیسی ـ علیه السّلام ـ نازل شده اند.


    2. علت دیگر در پذیرش محتوای این کتاب توسط مسیحیان این می تواند باشد که آنها همانگونه که خود می گویند بعد از عروج عیسی ـ علیه السّلام ـ هیچگونه کتاب یا رساله ای که عقاید و عمل آنها را منتسب به خدا نمایند در اختیار نداشته اند لذا بالاجبار محتوای تورات کتاب یهودیان را برای این کمبود به رسمیت شناخته اند. و از آن بهره گرفته اند.


    3. محتوای اناجیل در حدی نیست که بتواند جوابگوی آنها در همه ی‌ زمینه ها باشد. زیرا چهار انجیل که آنها به رسمیت شناخته اند بسیاری از مسائل شان مشترک و تکراری می باشند. بنابراین مسیحیان برای جبران این کمبود ناگزیر به پذیرش تورات به عنوان کتاب مقدس تن در داده اند.


    منابع برای مطالعه ی بیشتر:


    1. مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی.


    2. مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دکتر بوکای


    poparyus@gmail.com


    http://kelisa-masjed.blogfa.com



    پدر آریوس ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 2:14 صبح

     


    چهار انجیلی که به دست ما رسیده‌اند بازمانده ی کدام اناجیل هستند؟


     کلمه انجیل واژه‌ای یونانی و به معنای مژده و بشارت است  و در اصطلاح به تعالیم و بشاراتی گفته می‌شود که شاگردان عیسی مسیح ـ علیه‌السلام ـ از آن حضرت دریافت نموده بودند  که مشتمل بر چهار انجیل متی، مرقس، لوقا، یوحناء، کتاب اعمال رسولان و نامه‌های رسولان و همچنین کتاب مکاشفه یوحنّا می‌باشد. گرچه اناجیل دیگری وجود دارد که مسیحیت آنرا به رسمیت نمیشناسد.


    البته انجیل‌ها بلافاصله پس از پایان رسالت مسیح شکل نگرفته‌اند و تدوین آنها بیش از یک قرن پس از عروج حضرت مسیح ـ علیه‌السلام ـ می‌باشد. تا جایی که «ترجمه جامع» حدود سال 170 را تدوین اسمی انجیل‌ها دانسته‌ است.


    دکتر بوکای معتقد است که: نام انجیل در نوشته‌های اوّلیه مسیحیّت مدتی مدید پس از آثار «پولس» عنوان می‌گردد، در واقع از سال 140 میلادی به بعد درباره ی نوشته‌های انجیلی اشاراتی دیده می‌شود.


    از آنجا که مسیحیان اعتقاد ندارند که حضرت عیسی ـ علیه‌السلام ـ کتابی بنام انجیل آورده است و معتقدند که پس از عیسی ـ علیه‌السلام ـ پیروان وی گفتار، رفتار و جریان‌هایی که بر آن حضرت اتفاق افتاده بود را به صورت روایت‌های شفاهی نقل می‌کردند لذا یک سنت شفاهی در بین آنان رایج بوده است تا در نیمه دوم قرن اول میلادی عده‌ای به فکر نوشتن این سنت شفاهی می‌افتد و هر کدام به تشخیص خود اقدام به تدوین اعمال، افعال و اتفاقات مربوط به حضرت عیسی می‌پردازد.


    بنابراین اناجیل زیادی در این راستا تدوین و منتشر گردید، چنانچه در دائره ی‌المعارف انگلیسی اسامی برخی از این انجیل‌ها و سایر رسائل ذکر شده که عبارتند:


    1. انجیل مصریان که در اواسط قرن دوم مسیحی بوده است.


     2. انجیل عبریان در قرن اول،


    3. انجیل پطرس قرن دوم،


     4. انجیل دوازده قرن دوم.


    5. انجیل اندریو،


    6. انجل برنابا،


     7. برتولوماس


     8. انجیل جیمس


     9. انجیل تدیوس


    10. انجیل اپلس


     11. انجیل با سیلدرس


     12. انجیل کرینتوس


     13. انجیل ابینتس


     14. انجیل هوا


    15. انجیل یهودای اسخر بوطی


     16. انجیل صیوه


     17. انجیل مریم


     18. انجیل میتاس


    19. انجیل کامیل


    20. فیلیپ


     21. انجیل توماس


     22. انجیل راستی


    23. انجیل کارکیو


     24. نیقودیمس.


    کتب و رسائل مقدس دیگر نیز بوده است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:



    1. حکمه ی عیسی مسیح، 2

    2. اپوکریف یوحنا،

    3.  نسل مریم،

    4.  اعمال اندریو،

    5. اعمال یوحنا،

    6.  اعمال پولس،

    7. اعمال پطرس،

    8.  موعظه پطرس،

    9. اعمال توماس،

    10. موعظه دوازده حواری،

    11.  نامه‌های الگو،

    12.  نامه‌های کلیمانت به جیمس،

    13.  نامه‌های اگناس تیوس.

    اینها قسمتی از اناجیل و کتب مقدسی می‌باشند که در دایره یالمعارف انگلیسی ج20، ص 179ـ118 ذکر شده است.


    و لکن سران کلیسا از میان آنها فقط چهار انجیل را برگزیده و بقیّه را غیرقانونی دانسته‌اند. و اگر به سیر تدوین انجیل‌های دیگر خوب دقت شود روشن خواهد شد که مسیحیان هیچ دلیلی بر ابطال اناجیل دیگر و انتخاب انجیل‌های چهارگانه ندارند.


    جان بی‌ناس می‌گوید: «انجیل‌های چهارگانه و نامه رسولان که مجموعاً عهد جدید را تشکیل می‌دهند آنقدر در محل مطالعه و انتقاد افکار محققان قرار گرفته که باز هیچ کتاب مدوّن دیگری در جهان از این حیث به پای آنها نمی‌رسند.


    گرچه در توجیه گزینش انجیل‌های چهارگانه (مَرقس، متی، لوقا، یوحنّا) گفته‌اند که: جامعه مقرر کرد که کتاب‌های مقدس مسیحیّت مجموع کتاب‌های عهد عتیق یهود و 27 کتاب عهد جدید باشد نه چیز دیگر، این توافق در باب کتاب‌های مقدس از طریق اجماع حاصل شد و این اجماع خیلی زود بدست آمد.»


    ولی این مطلب صرف یک ادعا است و جامعه مسیحیّت هیچ نقشی در رد یا قبول انجیل‌ها نداشته است، و تنها سران کلیسا عهده‌دار این وظیفه بوده‌اند چنانچه گفته شده که «انجیل تدیوس، جیمس، پرتولوماس، برنابا و اندریو، توسط پاپ جلالیوس اول منع و از خواندن آنها نهی شد.


    انجیل‌های چهارگانه و رساله‌های عهد جدید نه تنها بهترین انتخاب از میان اناجیل و رساله‌های رسولان دیگر نبوده بلکه برخی از نویسندگان آنها مانند پطرس مورد نفرت حضرت مسیح بوده است. او کسی است که هنگامی که مسیح ـ علیه‌السلام ـ گشته شدن خود را، برای شاگردانش پیشگویی می‌کرد، انکار نمود. اما مسیح در پاسخ به او گفت: دور شو از من ای شیطان زیرا که باعث لغزش من می‌باشی چون نه امور الهی را بلکه امور انسانی را تفکر می‌کنی.»


    مَرُقُس می‌نویسد: شبی که مسیح از حزن و اندوه مشرف به مرگ بود... همان شب که او به دشمنانش تسلیم گردید، به پطرس و یوحنا گفت: با من بیدار باشید، آنان بجای اطاعت، او را تنها گذاردند و رفتند و خوابیدند، عیسی چون دید ناراحت شد و آنان را سرزنش کرد و به پطرس گفت: آیا نمی‌توانستی یک ساعت بیدار باشی؟ سپس برای بار دوم فرمان داد. با من بیدار باشید و مشغول دعا شد و چون دعا پایان یافت آنان را خفته دیده. پطرس و یوحنا ندانستند چه در جواب او بگویند.


    حضرت عیسی به پطرس می‌گوید بدرستی که به تو می‌گویم که در این روز بلکه در این شب قبل از آنکه خروس دو بار بانگ زند تو سه بار مرا انکار خواهی نمود.


    در عین حال همین شخص (پطرس) نویسنده دو رساله از عهد جدید می‌باشد که این دو رساله مأخذ انجیل متی، مَرقُس، و لوقا است.


    قاموس می‌گوید: ظن قوی بر اینست که «مَرقس» در نوشتن انجیل خود به اطلاعات پطرس استناد نموده است متی و لوقا هم انجیل مَرس و نسخه دیگر را منبع اطلاعات خود قرار داده‌اند.


    آیا با این وصف پطرس سزاوار آن بوده است که منبع اصلی کتاب مقدس مسیحیان قرار گیرد و متی و مَرقس و لوقا از او تبعیّت کنند. و گفته‌های او را مصدر اطلاعات خویش قرار دهند؟


    در نتیجه روشن گردید که انجیل‌های چهارگانه از میان ده‌ها انجیل دیگر بهترین انتخاب نبوده بلکه عوامل دیگر در رسمیّت یافتن آنها دخیل بوده که یکی از آنها اعمال قدرت از طرف حاکمیت می‌باشد.


    برای مطالعه بیشتر به کتب ذیل مراجعه شود:


    1. مسیحیّت و بدعت‌ها، گردیدی جوان‌اُ، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی.


    2. دین مسیح، برایان ویلسون، ترجمه حسن افشاری.


     


    poparyus@gmail.com


    http://kelisa-masjed.blogfa.com 



    پدر آریوس ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 2:14 صبح

     


    آیا امکان دارد یک مسلمان با خواندن یکی از دو کتاب تورات یا انجیل به سوی دین مسیحیت یا یهودیت جذب شود؟


     تردیدی در این نیست که تورات و انجیل اسامی کتاب های آسمانی است که به گفته صریح قرآن کریم خداوند آنها را بر انبیاء گرامی اش حضرت موسی و حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ برای هدایت امت آنان نازل کرده است.


    اما این تورات و انجیل موجود در دست یهودیان و مسیحیان آن تورات و انجیل واقعی آسمانی نمی باشند. تورات موجود بعد از آنکه تورات اصلی توسط جنگ های آشوری ها و بختنّصر بر علیه یهودیان و اشغال فلسطین توسط آنان مفقود و از بین رفت، توسط بعضی نویسندگان یهودیان و یا آن طوری که گفته شده توسط عُزیر به صورت جعلی و تحریفی تدوین و جمع آوری شد. و به عنوان کتاب تورات پذیرفته شده. وضعیت انجیل موجود از حیث عدم آسمانی بودن آن روشن تر از تورات است زیرا انجیل های چهارگانه با تمام اختلافات و تناقضات موجود در متون آنها، توسط نویسندگانی بنام های متی، لوقا، مرقس و یوحنا نگاشته شده و در اختیار مسیحیان به عنوان انجیل قرار داده شده اند.


    تورات و انجیل واقعی که به ترتیب در ششم ماه رمضان و دهم ماه رمضان نازل شده اندکتاب های هستند که علی ـ علیه السّلام ـ در رابطه با آنها می فرماید: به خدا سوگند اگر بالشی برایم تا کنند و بر آن نشینم توراتیان را به تورات شان و انجیلیان را به انجیل شان فتوی دهم تا بدان جا که خداوند تورات و انجیل را به زبان آورد هر کدام گوید: علی درست گفته است، او به آنچه بر من نازل شده شما را فتوی داده است. و این تورات و انجیل آسمانی به فرموده رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ توسط امام زمان (عج) و یاران آن حضرت از سرزمین انطاکیه و غاری که در آن جا است بیرون آورده خواهد شد و بر طبق آنها با یهودیان و مسیحیان احتجاج خواهند نمود.


    به هر صورت تورات و انجیل موجود هیچ ربطی به خداوند و حضرت موسی و حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ ندارند بلکه کتاب هایی هستند که مشتمل بر یک سلسله زندگینامه های غالباً غیر واقعی و نیز افسانه ها و اساطیر دروغین و جعلی و مطلب خلاف عقلی و فطرت بوده که توسط نویسندگان شان خلق و جمع آوری شده اند. و هیچ نوع ارزش علمی و بار هدایت گری در متون آنها دیده نمی شوند و عاری از هر نوع استدلال های عقلی و فطری می باشند.


    پس تورات و انجیل و هرکتاب دیگری که مثل آنها بی بهره از استحکام برهانی و عقلی و علمی باشد هرگز نمی توانند از این راه های معقول و پذیرفته شده ای در نزد انسان های سالم و عاقل بر خواننده ی خود اثر بگذارد. چون چینن قدرتی در آنها وجود ندارد که با آن قدرت بتوانند در خواننده اثر گذاشته و او را به سوی خود بکشاند.


    بلی تأثیرگذاری آنها بستگی به حالات روحی و روانی و علمی و اعتقادی خود خواننده دارد. و این تأثیرگذاری با توجه به اختلاف ذهنیت ها، و سرمایه علمی و اعتقادی در انسان ها، مختلف خواهد بود. حتی ممکن است بعضی به حدی از ضعف علمی و منطقی برخوردار باشند که یک امر باطل صددرصد را به عنوان یک حقیقت اعتقادی خودش بپذیرد چنانچه که در دنیا نمونه های فراوانی از قبیل بت پرستی، گاوپرستی، انسان پرستی و امثال آنها وجود دارد. و برخی از مردم در قرن اخیر با تماس و مطالعه ی کتاب های مارکسیستی و کمونیستی به سوی الحاد بی خدایی جذب شدند. و معنای آن این نیست که عقاید مارکسیستی از قوت منطقی و عقلی و یا علمی برخوردار بوده بلکه چنین گرایشی از ضعف و عدم سرمایه علمی و منطقی آنان حکایت می کند لذا بعد از سالها تلاش و زحمات خودشان دانستند که راه باطل رفته اند و خود بخود مضمحل شده و به گفته امام خمینی (ره) کمونیسم را دیگر باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد. پس تورات و انجیل و هر کتاب دیگری حتی اگر افسانه ای و تخیّلی هم باشد از طریق نقاط ضعف خواننده ی خود می تواند در افکار و اندیشه های او تأثیر بگذارد و باعث گمراهی و یا لااقل حیرت تردید در او شود. و عواملی که زمینه تأثیر کتاب هایی مثل تورات و انجیل را در خواننده خود ایجاد می کند می توانیم از قرار زیر به آنها اشاره کنیم:


    1. عدم برخورداری از توان علمی،‌منطقی،‌اعتقادی و تجربیات اجتماعی بهترین راه برای نفوذ مطالب باطل و عاری از هر نوع استدلال می باشد. به عبارت دیگر جهل و نادانی از اساسی ترین عامل پذیرش باطل بشمار می آید.


    2. تسلیم شدن به احساسات کاذب در برابر جذابیت های حاکم بر مطالب مندرج در این کتاب ها که موافق با هوا و هوس های حیوانی بوده یکی دیگر از راه های نفوذ آنها در افکار و اندیشه ها می باشد.


    3. جذابیت مظاهر تکنولوژی و صنعت و به طور کلی پیشرفت و امور دنیوی در جهان مسیحیت و یهودیت ممکن است در خواننده اثر بگذارد و زمینه را برای کشیده شدن او بسوی آنها ایجاد کند. ولو این پدیده های صنعتی ربطی به تورات و انجیل ندارد لکن خواننده ی این کتاب ها ممکن است با عدم توجه، آنها را از آثار مسیحیت و یهودیت بداند.


    4. تمسخر و تحقیر جهان مسیحیت و یهودیت نسبت به مؤمنین و مسلمین که از دأب و خصلت های اهل باطل بشمار می آید و در قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «زندگی دنیا در چشم کافران آراسته و زینت داده شده است و مؤمنان را ریشخند می کنند.»


    ممکن است در بعضی ها خصوصاً در عصر حاضر که فرهنگ و اقتصاد و امثال این امور جهانی شده است. از حیث روحی روانی زمینه ی پذیرش عقاید آنان را ایجاد کند با خواندن کتاب های شان بسوی آنان کشیده شود. هم چنانکه در کشورهای اسلامی مشاهده می شود که یک مسلمان از خواندن نماز در حضور غرب گرایان خجالت می کشد و شرکت در مراسم و شعائر اسلامی و انجام سایر اعمال دینی بدلیل جو حاکم و فضای آلوده بر برخی از افراد جامعه، سخت و مایه شرمندگی می باشد. و متأسفانه بعضی ها از همین راه ها به سوی آنان کشیده شده اند و به انجام مراسم خشک و خرافی و غیر معقول آنان روی آورده اند. مسئله هدایت و گمراهی از اهم مسائل در زندگی بشر می باشد و خداوند برای هدایت بندگانش پیامبرانی فرستاد تا بوسیله ی آنان سعادت ابدی و همیشگی آنان را فراهم نماید و از بدبختی و شقاوت نجات یابد. و در همین راستا دین مبین اسلام به مسئله هدایت خیلی اهتمام گماشته است و هیچ چیزی را مبهم نگذاشته و حتی امامان بعد از پیامبر خدا را جهت هدایت مردم معرفی نموده است. و لذا علماء «اسلامی اعم از شیعه و سنی برای حفظ مسلمانان از گمراهی و بدبختی، چاپ، نشر، تعلیم و حفظ کتاب های ضالّه و گمراه کننده از جمله تورات و انجیل را حرام می دانند مگر اینکه برای نقض و حجت باشد.


    www.kelisa-masjed.blogfa.com


    poparyus@gmail.com



    پدر آریوس ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 2:9 صبح


    چگونگی نفوذ و گسترش اسلام در چین


    پرسش اساسی این پژوهش آن است که آیین اسلام چه موقع و چگونه وارد چین شد و عوامل گسترش آن در سرزمین چین چه بوده است ؟ پیدا کردن زمان درست این رویداد مشکل تر است و در تعیین تاریخ دقیق ورود اسلام به کشور چین میان مورخان اختلاف عقیده وجود دارد. و نظرات مختلفی ارائه شده است .


    مرادزاده، رضا علوم انسانی. تاریخ چگونگی نفوذ و گسترش اسلام در چین, / رضا مرادزاده؛ به راهنمائی : هاشم آقاجری 270 صفحه+ضمیمه، کتابنامه پایان نامه (کارشناسی ارشد) -- دانشگاه تربیت مدرس ، دانشکده علوم انسانی، 1379. پرسش اساسی این پژوهش آن است که آیین اسلام چه موقع و چگونه وارد چین شد و عوامل گسترش آن در سرزمین چین چه بوده است ؟ پیدا کردن زمان درست این رویداد مشکل تر است و در تعیین تاریخ دقیق ورود اسلام به کشور چین میان مورخان اختلاف عقیده وجود دارد. و نظرات مختلفی ارائه شده است . آنچه مسلم است جریان اصلی ورود و گسترش نفوذ اسلام در چین از دو مسیر دریایی و زمینی و بوسیله تجارت ، مهاجرت و حمله اقوام مغول به ایران و سایر کشورهای اسلامی انجام پذیرفته است . اسلام در قرن اول هجری مقارن با عصر تانگ (618 م 907 م) توسط عمده قابل توجهی از بازرگانان مسلمان ایرانی و عرب تبار ساکن سواحل خلیج‌فارس و دریای عمان که برای تجارب به چین رفت و آمد داشتند از راه دریا وارد چین شد و درعصر دودمان سونگ (960 تا 1279م)، رفته رفته، در سمت ساحل به پیشروی خواد ادامه داد و در شهرهای مهم شرق و جنوب شرقی آن سامان ریشه دوانید و بالاخره به نقاط شمالی چین نیز نفوذ کرد. حمله مغول به ایران بعنوان عاملی تسریع کننده، موجبات و امکانات گشایش راه رفت و آمد و مهاجرت مسلمانان ایرانی به چین و در نتیجه نفوذ فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و نیز ترویج دین اسلام در آن سامان را فراهم کرد و بخصوص زمان حکومت قوبیلای‌قا آن از نوادگان چنگیزخان و بنیانگذار دودمان (یوان) (1271 تا 1368 م) چین، روزگار اقتدار ایرانیان مسلمان و اوج رشد و شکوفایی اسلام در سرزمین چین بود. پس از زوال دودمان مغولی یوان و در عصر مینگ (1368 تا 1644م) با عنایت خاص امپراتوران این دودمان، امکان نفوذ اسلام به سرزمینهای نواحی میانی چین فراهم آمد و مساجد بسیاری در چین ساخته شد. شماری از ابنیه اسلامی مربوط به این دوره، نشان از رواج اسلام در نواحی داخلی و خاور چین دارد. البته مسافرتها و مراودات گسترده علمی و فرهنگی میان اندیشمندان مسلمان چین و سرزمینهای اسلامی در این دوره از عوامل اساسی گسترش اسلام در چین بود. در عصر چینگ (1644 تا 1911م) نیز هر چند اسلام شاهد پیشرفتهایی به نواحی درونی و شمال شرقی چین بود، اما یان دو.ره به خاطر ظلم و ستم و نیز تبعیض زمامداران چینگ ، روزگار خیزش و شورش‌های مسلمانان چین برای خروج از زیر یوغ دودمان چینگ ، احقاق حقوق دینی و ملی و نیز ایجاد یک دولت مستقل اسلامی بود. سرکوب شدید حرکتهای مسلمانان توسط درمان دودمان چینگ یکی از عوامل رکود پیشرفت اسلام و فعالیت مسلمانان در سرزمین چین در این دوره بود. چکیده به زبان فارسی، انگلیسی اسلام / چین Islam / China