هرکس راهی را در جستجوی دانش بپیماید، خداوند راهی به سوی بهشت برایش بگشاید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
پاسخ به سؤالات شما در مورد مسیحیت - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  •    1   2   3   4   5      >

    راجع به دین یهود و مسیحیت و دیدگاه پیروان آنان نسبت به دین اسلام توضیح بدهید.


     یهودیان بر این باورند که شریعت یکی است و ابتدا و انتهای آن با حضرت موسی است. قبل از موسی شریعت و دینی نبود. آنچه بوده، حدود عقلی و احکام مصلحتی بوده است.


    پس از موسی نیز شریعت و احکام دیگری نبوده و نخواهد بود زیرا نسخ احکام الهی جائز نیست. یهود مدّعی است که موسی گفته است: آیین من هرگز منسوخ نخواهد شد.


    در این باره یهودیان سه دیدگاه دارند:


     گروهی بر آنند که نسخ در شرایع عقلاً جایز نیست.


    گروهی می گویند: عقلاً جائز است ولی شرع آن را منع کرده، موسی گفته است که دین من منسوخ نخواهد شد.


    گروه سوم می گویند: نسخ شریعت عقلاً‍ و شرعاً جائز نیست.


    یهودیان در پی آوارگی و سرگردانی چهل ساله در صحرای سینا (در زمان حضرت موسی) به انحطاط اخلاقی عجیبی دچار شدند. از این رو رهبران مذهبی یهود به وضع احکام جزائی سختی پناه بردند. فقر مطلق یهودیان روحیه ی درندگی و آدم کشی در آنان را تقویت کرد. آنان برای توجیه وضع روحی خود خداوند (یهوه) را خدایی خونخوار و بی رحم معرفی می کردند. آنان در نهایت بی رحمی و قساوت حتّی حیوانات و نباتات را نابود می کردند. یهودیان با پاکی و طهارت و نظافت بیگانه بودند و به انواع بیماری ها مبتلا می شدند. قوم یهود مردمی خود خواه اند. آنان خود را "قوم برگزیده ی خدا" می دانند و آن را به سلیمان نسبت می دهند. در دین یهود اعدام در اشکال مختلف به عنوان دستور دینی اجرا می شود؛ ازدواج عامل جدایی زن از خانواده است؛ ربودن دختران نوعی ازدواج محسوب می شود؛ اصل ازدواج بر مبنای خرید دختر است که قیمت او به عنوان مهریه پرداخت می شود؛ میان یهود ازدواج با خویشاوند صورت می گیرد و ازدواج با بیگانه ممنوع است، دخترهایی که شوهر کرده اند از پدر ارث نمی برند. عبادات یهود در قربانی و خواندن دعاهایی است که در کنیسه می خوانند. آنان در نماز فصلی از زبور داود را می خوانند و روزی سه بار نماز می خوانند و در ایام مختلف سال روزه می گیرند.[17]


    کتاب یهود، تورات است که مشتمل بر پنج سِفْر است:


    1_ سفر پیدایش.


    2_ سفر خروج.


    3_ سفر لاویان.


    4_ سفر اعداد.


    5- سفر تثنیبه.


    این ها را تورات می نامند و معتقدند که بر حضرت موسی وحی شده است. فرقه های یهود هر کدام تورات ویژه ی خود را دارند مانند تورات سامری و تورات عبری.


    بیشتر یهودیان تورات عبری را معتبر می دانند و معتقدند که همان توراتی است که در طور سینا بر حضرت موسی نازل شد. محققان معتقدند که هر یک از اسفار تورات قرن ها با هم فاصله دارند و قرن ها پس از رحلت حضرت موسی تدوین شده و به صورت امروز در آمده اند. محققان یهودی اعتراف دارند که تورات اصلی در فتنه ها و جنگ های اولیّه از بین رفته است و بعد بر اساس محفوظات خود این تورات ها را نوشتند.[18]


    یهود همواره با پیامبران بنی اسرائیل در ستیز بودند و در اثر اختلاف دچار تفرقه و پراکندگی در نقاط دنیا گردیدند ولی عناصر ماجراجو و فتنه گر این قوم، حزب سیاسی صهیون را بنیاد نهادند. صهیون نام کوهی است در اورشلیم، و به عبارتی تپه ای است که در تورات از آن به شهر داوود یاد شده است. استعمار جهانی به این قوم فرصت داد تا نیّت شوم و پلید خود را در قالب این حزب شیطانی تحقق بخشند. انگلیس استعمارگر فلسطین را به عنوان کشور پیشنهادی و موعود یهود مطرح کرد، در نتیجه هسته ی مرکزی این حزب در صهیون تشکیل شد و در سال 1917 وزیر خارجه ی انگلیس "لردبالفور" تأسیس دولت یهودی را بلامانع دانست.


    پس از شکست عثمانی در 1923 دولت انگلیس با اعلامیه ی معروف به "بالفور" تأسیس دولت یهودی را اعلام کرد. بعد از جنگ جهانی دوم یهودیان پراکنده را جمع آوری کردند و اسرائیل را تشکیل دادند. اکثر یهودیان مؤمن با این حزب شیطانی مخالف بوده و هستند و آن را مخالف با شریعت موسی می دانند.[19]


    مسیحیت:


    حضرت عیسی(ع) در اناجیل موجود، خود را این گونه معرفی کرده است: "نجات دهنده ی انسان ها، باب نجات، شبانی دلسوز و نماینده ی خدا در زمین".


    مادر عیسی، مریم است. عیسی بدون پدر متولد شد. پدر خوانده ی او یوسف نجار بود. زادگاه عیسی روستای جلیل یا ناصره بود. خویشان او از هر جهت مقررات و آداب رایج آیین یهود را رعایت می کردند. عیسی با پسر عمویش حضرت یحیی در کرانه ی رود اردن تبلیغ دین الهی می کردند. یحیی را دستگیر و زندانی کردند. تبلیغات عیسی بین مردم بسیار مؤثر واقع شد و دور او را گرفتند. علمای مذهبی یهود دقیقاً می دانستند که او مسیح موعود تورات و کتب آسمانی یهود است.


    در آغاز دعوت عیسی سخن از یکتایی پروردگار بود که به نام پدر توانا و آفریدگار آسمان و زمین خوانده می شد ولی بعد عیسی را پسر خدا دانستند.


    اغلب مراسم و اعمال مذهبی مسیحیت در ادیان و مذاهب سابق مرسوم بود. تراشیدن فرق سر و ملبس بوده به قبا که کشیشان مسیحی می پوشند. عیسویان پس از به صلیب کشیده شدن عیسی (البته به پندار خود) معتقد شدند که عیسی روزی به زمین باز خواهد گشت.


    حضرت عیسی ابتدا تورات را تبلیغ می کرد و احکام یهود را بیان می کرد ولی به خاطر تحریف تورات با یهود و مذهب یهود مخالفت کرد و تعالیم جدیدی که بیشتر جنبه ی اخلاقی داشت مطرح کرد و شریعت موسی را کافی ندانست.


    اصول شریعت عیسی تغایر روشنی با اصول یهودیت دارد. او هیکل سلیمان را قبول نداشت و آن را به رسمیت نمی شناخت. یهود کار در روز شنبه را حرام می دانستند ولی عیسی روز یک شنبه را محترم می شمرد. حضرت عیسی بعد از این که به هیکل مقدس اهانت کرد،‌ یهود از او نزد حاکم رومی فلسطین شکایت کردند،‌ در نتیجه او را دستگیر و زندان نمودند و به عقیده ی خودشان او را اعدام کردند. مسیحیت دارای سه فرقه ی بزرگ کاتولیک،‌ ارتدوکس و پروتستان است که در بین آن ها فرقه های کوچکی نیز وجود دارد.[20]


    [17] عبدالله مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 2، ص 618 به بعد.


    [18] همان، ص 698 به بعد.


    [19] همان، ص 686.


    [20] عبدالله مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ‌ج2، ص 700 به بعد.


    poparyus@gmail.com


    http://kelisa-masjed.blogfa.com



    پدر آریوس ::: شنبه 4/12/1386::: ساعت 10:38 عصر

    چرا یهودیان این همه با اسلام دشمنی دارند در حالی که با سایر ادیان این گونه


    دشمنی نمی ورزند؟


    یهود نه تنها با اسلام سر ستیز دارد بلکه با هر دینی که با آنان همراه و همگام نباشد مخالف است و برای تأمین منافع خود با ادیان دیگر مخالفت می کنند.


    یهودیان بر اساس تعالیم دینی خود مدعی برتری نژادی هستند و تصور می کنند "بنی اسرائیل" ملّت نمونه است. این طرز فکر با این که مخالف با شخصیّت ملت های دیگر است سبب بی ارزش دانستن دیگران و در نتیجه در صدد حکمرانی بر دیگران می شود. نژاد پرستی در ادوار مختلف از ویژگی های یهود بود، خداوند به آنان اعلام خطر می کند که از جهنم و عذاب الهی بترسید.


    یهود نه تنها با پیامبر اسلام به مبارزه برخاستند بلکه با پیامبران قبلی نیز مخالفت می کردند. آنان خود را فرزندان و از دوستان خدا می دانند و از مخالفان سر سخت حضرت عیسی(ع) بودند.


    یهود، پیامبر و مسلمانان را بسیار اذیّت کردند. آیاتی وجود دارد که مفاسد یهود را بیان نموده است و در هر کجای قرآن که بحث از بنی اسرائیل می شود آنان را مذمّت می کند.


    در سورة مائده می فرماید: "آنان که از بنی اسرائیل کفر ورزیدند سزاوار لعن پروردگار شدند و این موضوعی بود که بر زبان داوود و عیسی بن مریم جاری شد. این نتیجة نافرمانی آن ها بود در حالی که ایشان مردمی متجاوز بودند".[32]


    یهود سعی دارد به وسیلة‌ از بین بردن فضائل اخلاقی و گسترش فساد بین جوامع اسلامی بر ملت های مسلمان حاکم شود، حتی حیتلر می گوید: "وضع یهود این است که می خواهد با پاشیدن بذر های فساد و گسترش فیلم های زنندة سینمایی در آلمان، نسل جوان را به ناپاکی و فساد بکشاند تا بتواند کاخ عظیم دولت آلمان را ویران سازد".[33]


    قرآن دربارة یهود فرمود:‌ "یهود در زمین برای فساد و تباهی تلاش می کند و خدا مردمان مفسد و خرابکار را دوست نمی دارد".[34]


    امروز نیز صهیونیزم در جهان از هیچ گونه فساد و تباهی و زشتی پرهیز ندارد و در هر کجا قدم می نهد برای تسلط خود آن جا را به انواع زشتی ها آلوده می سازد و از روزنامه نگارانی که دست نشاندة خودشان هستند حمایت و کمک می کنند.


    یکی دیگر از کارهای یهود برای تسلط بر جهان، جنگ افروزی و تفرقه اندازی بین ملت ها و مذهب ها است. یهود امروز برای پیشرفت خود بین دولت های عرب ایجاد دشمنی و مخالفت کرده تا در سایة ‌جنگ و برادر کشی مشغول شدند و در هر کجا که کشمکش مذهبی احساس کند آن را مبدل به جنگ داغ ساخته و تخم های نفاق و دشمنی می پاشد.


    از دیدگاه قرآن بنی اسرائیل و یهود دارای قساوت و سنگ دلی بودند: "پس از این دلهایتان چون سنگ سخت یا سخت تر شد".


    امام حسین(ع) خطاب به عبدالله بن عمر فرمود: "سر بریدة یحیی بن زکریا را نزد فاجری از بنی اسرائیل هدیه بردند و بنی اسرائیل از طلوع فجر تا طلوع آفتاب هفتاد پیامبر را کشتند، سپس در بازار نشستند و به خرید و فروش پرداختند، مثل این که واقعه ای رخ نداده است".[35]


    قرآن دربارة رفتار یهودیانی که با کفّار مکّه همدست شدند می فرماید: "آیا به ملّتی نمی نگری که از کتاب خود بهره مند بودند ولی به جبت و طاغوت (بت و سحر) ایمان آوردند و به آن هایی که کافر بودند گفتند: این ها از مسلمانان هدایت یافته ترند؟".[36]


    در تاریخ اسلام کشمکش های مسلحانه بین مسلمانان و یهود فراوان است. جنگ ها و درگیری های خیبر، بنی قینقاع و بنی قریظه از این قبیل است. دشمنی یهود با مسلمانان از دشمنی مسیحیان بیشتر بوده است. در سورة مائده آمده است:‌ "مسلّماً دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان خواهی یافت".[37]


    دشمنی یهود مخصوصاً صهیونیزم با مسلمانان ادامه دارد و جنایات آنان بر مسلمانان مخصوصاً فلسطین پوشیده نیست.


    [32] مائده‌ (6) آیة 77.


    [33] عبدالفتاح طباره، چهرة‌ یهود در قرآن، ص 114.


    [34] مائده (6) آیة‌64.


    [35] موسوعه کلمات الامام الحسین، ص 325.


    [36] نساء(4) آیة 51.


    [37] مائده (6) آیة‌82.


    poparyus@gmail.com


    http://kelisa-masjed.blogfa.com


     



    پدر آریوس ::: یکشنبه 28/11/1386::: ساعت 12:15 صبح

     آیا مسیحیت دلیل محکمی بر ردّ انجیل برنابا دارد؟


     جواب این سؤال نیاز به بیان مطالب زیر دارد:


    مطلب اول ـ در اینکه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پیامبر خدا و دارای کتاب آسمانی بنام انجیل بوده است هیچ تردیدی در آن وجود ندارد ولو ممکن است بعضی از مسیحیان معتقد باشند که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ اصلاً کتاب نداشته است ولکن همین اسمی را که بر کتابهای دست نوشته خودشان گذاشتهاند شاهد قوی بر این مدعا است که اسم کتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ انجیل بوده است که در قرآن کریم بیش از ده مورد از آن یادآوری شده است و در یکی از این موارد میفرماید: «و به دنبال آنها عیسیبن مریم را فرستادیم در حالیکه کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود...» و شکی در این وجود ندارد که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ مطالبی را از انجیل به شاگردانش خصوصاً حواریون تعلیم داده است. و قطعاً این تعالیم با مطالب سایر کتب آسمانی مثل تورات و بعد از آن قرآن کریم موافق بوده است و لذا اگر بعضی از مطالب مندرج در اناجیل اربعه و خصوصاً در انجیل برنابا موافق با قرآن دیده شد نباید تعجب آورد و سؤال برانگیز باشد.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 28/11/1386::: ساعت 12:15 صبح

    آیا مسیحیت دلیل محکمی بر ردّ انجیل برنابا دارد؟


     جواب این سؤال نیاز به بیان مطالب زیر دارد:


    مطلب اول ـ در اینکه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پیامبر خدا و دارای کتاب آسمانی بنام انجیل بوده است هیچ تردیدی در آن وجود ندارد ولو ممکن است بعضی از مسیحیان معتقد باشند که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ اصلاً کتاب نداشته است ولکن همین اسمی را که بر کتابهای دست نوشته خودشان گذاشتهاند شاهد قوی بر این مدعا است که اسم کتاب حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ انجیل بوده است که در قرآن کریم بیش از ده مورد از آن یادآوری شده است و در یکی از این موارد میفرماید: «و به دنبال آنها عیسیبن مریم را فرستادیم در حالیکه کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود...» و شکی در این وجود ندارد که حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ مطالبی را از انجیل به شاگردانش خصوصاً حواریون تعلیم داده است. و قطعاً این تعالیم با مطالب سایر کتب آسمانی مثل تورات و بعد از آن قرآن کریم موافق بوده است و لذا اگر بعضی از مطالب مندرج در اناجیل اربعه و خصوصاً در انجیل برنابا موافق با قرآن دیده شد نباید تعجب آورد و سؤال برانگیز باشد.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 14/11/1386::: ساعت 10:50 عصر

     


    اگر کتاب مقدس براساس الهام نوشته شده،


     چرا مشتمل بر امور متناقض است؟


    مسیحیان معتقدند که خداوند کتابهای مقدس را به وسیله مؤلفانی بشری نوشته است. و براساس این اعتقاد می‌گویند که کتابهای مقدس یک مؤلف الهی و یک مؤلف بشری دارند. به عبارت دیگر مسیحیان معتقدند که خدا کتاب مقدس را به وسیله الهامات روح‌القدس تألیف کرده و برای این منظور مؤلفانی از بشر را برای نوشتن آنها برانگیخته و آنان را در نوشتن به گونه‌ای یاری کرده که فقط چیزهایی را که او می‌خواسته است، بنویسند.


    از نظر مسیحیان خدا مؤلف نهائی کتاب مقدس است جز اینکه این عمل را از طریق مؤلفانی بشری که کارگزاران وی بوده‌اندبه انجام رسانیده است.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: شنبه 13/11/1386::: ساعت 10:26 عصر

     آیا رساله‎های منسوب به پولس جعلی هستند ؟


     این سؤال در حقیقت می‎گوید که آیا نامه‎های پولس در مسیحیت می‎تواند اعتبار داشته باشد یا فاقد اعتباراند. این مسئله از چند جهت قابل بررسی است:


    جهت اول اگر پولس همین است که مسیحیت او را معرّفی می‎کند. چه در زمان بعد از مسیحی شدنش و چه قبل از آن درین صورت خود پولس در دین مسیحیت نباید هیچ اعتباری داشته باشد تا چه رسد که به نامه‎های او اعتبار داده شود.


    پولس از نظر ویل دورانت یک مرد هیجان‎پذیر، ماجراجو و تخیل‎گرا بوده است و می‎گوید او می‎توانست بی‎رحم باشد ولی نمی‎توانست پشیمان شود. پولس بنابر آنچه که در اعمال رسولان ذکر گردیده یک یهودی متعصّب بوده و تا سر حدّ مرگ مسیحیان را آزار می‎داده است. او هرگز حضرت عیسی ع را ندیده است او در حالی که در رأس دژخیمان یهودی قرار داشت مراسم سنگسار «استیفان» که یکی از مسیحیان پاک و مقدس بود با رضایت او انجام گرفت و خودش در این مراسم حضور داشته است و در همان زمان مسئول شکنجه‎های کشنده بر جامعه مسیحیت بود، کلیساها را ویران کرده و گستاخانه وارد خانه‎های مردم شده و زن‎ها و مردها را بیرون کشیده و به زندان می‎بُرد.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: دوشنبه 8/11/1386::: ساعت 12:3 صبح

     نسبت عمران پدر موسی و عمران پدر مریم چگونه است و آیا مریم مادر عیسی ـ علیه السّلام ـ از نسل بنی اسرائیل است؟


    برای پاسخ به سؤال فوق ذکر این مقدمه لازم است که اسرائیل لقب حضرت یعقوب می باشد و به اولاد حضرت یعقوب «بنی اسرائیل می گویند: تعداد اولاد حضرت ابراهیم دوازده نفر بوده است و این تعداد در قرآن هم ذکر شده است زیرا حضرت یوسف در خواب دید که «... یازده ستاره و خورشید و ماه...» در برابرش سجده می کنند و هنگامی که پدر و مادر و برادران آن حضرت بعد از سالیان دراز برای ملاقات وی به مصر رفتند و در مقابل وی سجده کردند حضرت یوسف فرمود: «... این تعبیر خوابی است که قبلاً دیدم...» بنابراین معلوم می شود حضرت یوسف یازده نفر بوده اند یعنی به شماره یازده ستاره ای که در خواب دیده بودند و به اضافه خود حضرت دوازده نفر می شوند. نام این دوازده نفر که در منابع اسلامی ذکر شده به ترتیب ذیل است: 1. روبیل. 2. شمعون. 3. لاوی. 4. یهود. 5. ریالون. 6. یشجر. 7. یوسف. 8. بنیامین. 9. دار 10. یقنالی. 11. حاد. 12. اشر. این دوازده نفر هر کدام اولادی پیدا کردند و قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل فرزندان و اولاد همین دوازده برادر است و به نام آنها شناخته می شود.


    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: پنجشنبه 13/10/1386::: ساعت 10:52 عصر

    چلیپا چیست؟


     


    به ادعای ارباب کلیساها، صلیب از روزگاران کهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است.


    صلیب یا چلیپا که در اصل واژهای آرامی است، یکی از مقدس ترین نمادهای کیش مسیحیت است، به شکل دو خط متقاطع و معمولا عمود بر هم و نیز وسیله ای کمابیش به همین شکل که سابقا برای شکنجه و اعدام مجرمین به کار میرفت. صلیب در کشورهای مسیحی زینت بخش کلیسا و دیرهاست و کشیشان در تعلیمات خود هنگام نیایش آن را سرچشمه لایزال و نیروی سعادتبخش این جهان میدانند.


    به ادعای ارباب کلیساها، صلیب از روزگاران کهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است. از سده ها پیش، چلیپا (صلیب) «پرچم مقدس» کلیسا بوده و مسیحیان به هنگام غسل تعمید آن را به گردن میآویختند. در حقیقت صلیب پیشینه ای بسیار کهن تر از مسیحیت دارد و به دوره های زندگی انسان مربوط میشود.


    مطالعات باستانشناسی این حقیقت را اثبات میکند که در جوامع ابتدایی، مردم به چلیپا چون مظهر آتش احترام میگذاشتند و علت آن هم این بود که دو چوب را که روی هم میگذاشتند و می ساییدند و با آن آتش می افروختند، شکل صلیب داشت. تصویر دایره ای خورشید که پایان بخش شب و نویددهنده روز بود و همچون آتش روشن یبخش با صورت صلیب شبیه بود، انسان ابتدایی که در پرتو تجربه خویش آتش را بازدارنده قهر طبیعت و نگاهدارنده او در برابر جانوران وحشی میدید، نشان آن را نیز دارای نیروی مافوق طبیعی و معجزه آسا تصور میکرد و بتدریج نماد صلیب به مظهر جادو و جلوه خدایی مبدل شد.


    انسان ابتدایی برای حفظ جان خود در برابر ارواح خبیثه این نشان را روی ظروف، جامه و تزیینات زندگی خویش نقش میکرد. از این رو ظروفی مربوط به دوران مفرغ (???? سال پ.م) به دست آمده که روی آن نقش صلیب دیده میشود. در کشفیات باستانشناسی همچنین از سرزمین بین النهرین تصویر «شمشی ادد» شاه آشور (??? ـ ??? پ.م) پیدا شده که بر سینه اش چلیپایی مانند صلیبی که مسیحیان آن را مظهر مسیح میدانند، آویزان است. قرنها پیش بوداییان در سرزمین هند صلیب را گرامی میداشتند. اما به هر حال عامل عمدهای که سبب شهرت صلیب شد، مصلوب کردن عیسی مسیح بود. در قرن دوم میلادی صلیب نماد ایمان مسیحی و در قرن چهارم میلادی به موجب منشور میلان (به موجب این فرمان کنستانتین امپراتور روم دین مسیحیت را در سراسر روم به مشروعیت شناخت) «صلیب واقعی ای» که عیسی بر آن مصلوب شده بود، عنوان نماد پیروزی مسیحیت را یافت.


    ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه در این مورد میگوید که روز هفتم ایار عید پیدایش صلیب است که در آسمان به ظهور رسید. عدهای از مسیحیان گویند که در عهد کنستانتین که مظفر و فاتح لقب دارد، در آسمان چیزی مانند صلیب از انار یا نور پیدا شده بود. به کنستانتین گفتند که آن را علامت پرچم خود گرداند تا در جنگها پیروز شود و او نیز چنین کرد و بر سلاطین دیگر غالب شد و به این جهت کیش مسیحیت را پذیرفت و مادر خود «هیلانه» را به بیت المقدس برای یافتن چوب صلیب فرستاد، و او سه صلیب آورد که با آزمایشی که کردند، به دلیل این که یکی از آنها مردهای را زنده کرد، صلیب واقعی تشخیص داده شد. عدهای دیگر گویند: چون عیسی را به دار آویختند، صلیبی که به شکل دلفین است و اعراب آن را قعود گویند، این شکل جلو محل دار به ظهور رسید که به ویژه قول نخستین رابطه صلیب را با آتش معین میکند. بعدها صلیب نشان شرکت کنندگان در جنگهای صلیبی قرنهای ??، ?? و ?? بود.


    صلیب با هاله ای از مفاهیم مسیحی آن در ادب فارسی شهرت دارد. فردوسی میگوید:


    بزد کوس و آورد بیرون صلیب / صلیبی بزرگ و سپاهی مهیب


    علاوه بر این صلیب در فرهنگهای فارسی به معانی زیر نیز به کار رفته است:


    داغی مر اشتران را بر شکل چلیپا و چهار ستاره و صورت یازدهم از صور ??گانه شمالی فلکی که آن را دُلفین نیز نامند و شکلی که از تقاطع خط محور و خط استوا در فلک پدید آمد و آن را صلیب افلاک و صلیب اکبر نیز گویند.



    پدر آریوس ::: جمعه 7/10/1386::: ساعت 12:45 عصر

    کتاب مقدس


    ? عهد عتیق


    "اسپینوزاً فیلسوف معروف یهودی، مطالبی درباره? عهد عتیق بیان میداردکه خلاصه? آن به شرح زیر است : «همه گمان تقریبی دارند که نویسنده? اسفار تورات موسی بوده است .» فریسیان «در این رأی اصرار زیاد دارند و مخالفین این گمان را خارج از مذهب می شمرند و به همین جهت» ابن عزرا «که تا حدودی آزاد فکر میکرد و اول کسی بود که به این خطا پی برد جرأت نکرد به طور صریح این مطلب را بیان کند، ولی من از توضیح این موضوع بیم ندارم .» آنگاه اسپینوزا شواهدی را که ابن عزرا نقل کرده ذکر میکند.


    ? عهد جدید


    انجیل و رساله هایی که به مسیح و شاگردان مسیح نسبت داده میشود مورد اعتبار نیست زیرا فاقد سند تاریخی و متن کامل است . حوادث تاریخی و دخل و تصرف هایی که رخ داده آنها را خالی از دگرگونی و تحریف باقی نگذارده و نیز سبک این نوشتارها با سبک و اسلوب نوشته? پیامبران تفاوت روشنی دارد . اسپینوزا مینویسد :" من معتقدم که استدلال های عمیق و طولانی پولس در رساله به رومیان و نیروی وحی متکی نیست و از حد استدلال های معمولی پا فراتر ننهاده است و همین طور راه و روش گفتار حواریون به گونهای که از رساله هایشان بر می آید به روشنی دلالت دارد که این نوشته ها از وحی و به لطف خداوند نیست بلکه افکار شخصی و معمولی نویسنده های آنهاست .


    ? آیا کتاب مقدس آسمانی و الهی است ؟


    به طور کلی کتاب مقدسی که اکنون مورد قبول مسیحیان است اساسی ندارد و ساختگی است . شواهد ساختگی بودن کتاب مقدس بسیار است که برای نمونه به قسمتی از آنها اشاره میشود :


    تناقضاتی که بین عهد جدید و عهد عتیق یا بین سایر رساله های آنها به چشم میخورد .


    موهومات و خرافاتی که در سرتاسر کتاب مقدس مشاهده میشود از قبیل : «شراب خواری» انبیا و کشتی گرفتن «یعقوب» با خدا.


    نقص کتاب مقدس از نظر«معارف الهی» و غیر آن ...وقتی در فصول مختلف آن دقت می شود می بینیم که میگوید : خدا راه می رود،خدا پشیمان می شود،علم خدا محدود و متناهی است و ...


    اشتباهات تاریخی و غیر تاریخی


    «فیایپس شاله» در مورد کتاب مقدس چنین گفته است : در هر حال، اینها آثار انسانی است و غیر ممکن است که این کتب گفتار خدا شمرده شود .


     



    پدر آریوس ::: جمعه 7/10/1386::: ساعت 12:45 عصر

    فی أی تاریخ ولد المسیح ؟


    المسیح


     


    یختلف المسیحیون الغربیون عن الشرقیین فی موعد احتفالاتهم بعید میلاد السید المسیح. فبینما فی الغرب هو یوم 25 دیسمبر (کانون الاول) عند الکاثولیک والبروتستانت، فانه عند الارثوذوکس فی الشرق یوم 7 ینایر (کانون الثانی) من کل عام. والاحتفال الذی یسمى بالانجلیزیة «کریسماس» والفرنسیة «نویل» اصله «ناتیفیتاس» فی اللاتینیة. ولم یبدأ الاحتفال بعید المیلاد الا منذ منتصف القرن الرابع المیلادی، بعدما تحولّت الدولة الرومانیة الى الدیانة الجدیدة على ید الامبراطور قسطنطین. ولا احد یدری کیف اختیر یوم 25 دیسمبر، فقد کان هذا الیوم هو یوم الاحتفال بهیلیوس الذی یمثل الشمس عند الرومان قبل ذلک.


    المعلومات التی وصلتنا عن حیاة المسیح جاءت کلها من القرآن الکریم وکتب العهد الجدید (الانجیل)، وهی المصدر الوحید من تاریخ یسوع تتضمن معلومات محدودة فی شأن میلاده وحیاته. ولم یذکر القرآن الکریم ای تاریخ سواء لمولد المسیح (عیسى بن مریم) او لوفاته، کما لم یذکر موطنا محددا لمیلاده سوى انه کان «مکانا شرقیا» بالنسبة الى مسکن عائلة امه مریم. اما اناجیل العهد الجدید الاربعة، فبینما لم یتحدث مرقص ویوحنا عن واقعة المیلاد اختلف متى ولوقا سواء فی تحدیدهما لتاریخ المیلاد او لموقعه. فبینما یذکر انجیل متى ان مولده کان فی ایام حکم الملک هیرودوس، الذی مات فی العام الرابع قبل المیلاد، فان انجیل مرقص یجعل مولده فی عام الاحصاء الرومانی، ای فی العام السادس المیلادی. ویقول انجیل متى بشأن میلاد المسیح انه «لما ولد یسوع فی بیت لحم الیهودیة فی ایام هیرودوس الملک اذا مجوس من المشرق قد جاؤوا الى اورشلیم قائلین این هو المولود ملک الیهود. فاننا رأینا نجمه فی المشرق وأتینا لنسجد له. فلما سمع هیرودوس الملک اضطرب وجمیع اورشلیم معه. فجمع کل رؤساء الکهنة وکتبة الشعب وسألهم این یولد المسیح. فقالوا فی بیت لحم الیهودیة.. حینئذ دعا هیردوس المجوس سراً وتحقق منهم زمان النجم الذی ظهر. ثم ارسلهم الى بیت لحم وقال اذهبوا وافحصوا بالتدقیق عن الصبی، ومتى وجدتموه اخبرونی فلما سمعوا من الملک ذهبوا واذا النجم الذی رأوه فی المشرق یتقدمهم حتى جاء ووقف حیث کان الصبی.. فخرّوا وسجدوا له. ثم فتحوا کنوزهم وقدموا له هدایا ذهبا ولبانا ومر. ثم اوحی الیهم فی حلم ان لا یرجعوا الى هیرودوس.. وبعدما انصرفوا اذ ملاک الرب قد ظهر لیوسف فی حلم قائلا، قم خذ الصبی وامه واهرب الى مصر، وکن هناک حتى اقول لک، لان هیرودوس مزمع ان یطلب الصبی لیهلکه.. ولما رأى هیرودوس ان المجوس سخروا به غضب جدا. فأرسل وقتل جمیع الصبیان الذین فی بیت لحم وفی کل تخومها من ابن سنتین فما دون بحسب الزمان الذی تحققه المجوس.. فلما مات هیرودوس اذا بملاک الرب قد ظهر فی حلم لیوسف فی مصر قائلا. قم وخذ الصبی وامه واذهب الى ارض اسرائیل. لانه قد مات الذین یطلبون نفس الصبی».


    ولما کان الملک هیرودوس قد مات فی العام الرابع قبل المیلاد فان میلاد المسیح ـ بحسب هذه الروایة ـ لا بد وان یکون قد حصل قبل هذا التاریخ. اما انجیل لوقا فیقول: «فی الشهر السادس ارسل جبریل الملاک من الله الى مدینة من الجلیل اسمها الناصرة الى عذراء مخطوبة لرجل من بیت داود اسمه یوسف، واسم العذراء مریم. فدخل الیها الملاک وقال سلام لک ایتها المنعم علیها. الرب معک، مبارکة انت فی النساء. فلما رأته اضطربت من کلامه وفکرت ما عسى ان تکون هذه التحیة. فقال لها الملاک لا تخافی یا مریم لانک وجدت نعمة عند الله. وها انت ستحبلین وتلدین ابنا تسمینه یسوع. هذا یکون عظیما.. ویعطیه الرب الاله کرسی داود ابیه. ویملک على بیت یعقوب الى الابد ولا یکون لملکه نهایة. فقالت مریم للملاک کیف یکون هذا وانا لست اعرف رجلا. فأجاب الملاک وقال لها: الروح القدس یحل علیک وقوة العلی تظللک». وعن تاریخ المیلاد یقول لوقا فی الاصحاح الثانی انه «فی تلک الایام صدر امر من اغسطس قیصر بان یکتتب کل المسکونة. وهذا الاکتتاب الاول جرى اذ کان کیرینوس والی سوریة. فذهب الجمیع لیکتتبوا کل واحد الى مدینته. فصعد یوسف ایضا من الجلیل من مدینة الناصرة الى الیهودیة الى مدینة داود التی تدعى بیت لحم لکونه من بیت داود وعشیرته، لیکتتب مع مریم امرأته المخطوبة وهی حبلى. وبینما هما هناک تمت ایامها لتلد، فولدت ابنها البکر وقمطته واضجعته فی المذود (الاسطبل) اذ لم یکن لهما موضع فی المنزل».


    المسیح


    * ضرائب الیونان


    * ونحن نجد هنا ان تاریخ میلاد المسیح السادس من العصر المسیحی، فهذا هو وقت اول اکتتاب ضرائبی فرضه الرومان على اهل فلسطین. ومع اختلاف عام المیلاد بین الروایتین لیس هناک ذکر فی ایهما عن الیوم او الشهر الذی حدثت فیه الولادة. وعلى هذا فان المصدرین الوحیدین لمیلاد المسیح بالاناجیل، یختلفان فی تحدید تاریخ هذه الواقعة.


    وبالرغم من اننا دخلنا الالف الثالثة للتاریخ المیلادی، لیس لدینا ایة معلومات تاریخیة مؤکدة عن حیاة السید المسیح نفسه. وکان الاعتقاد السائد فیما مضى هو ان کتبة الاناجیل سألوا اخبارا ووقائع کانوا هم انفسهم شهودا علیها، الا انه تبین عدم صحة هذا الاعتقاد. فلم یتم کتابة اول الاناجیل ـ التی لدینا الآن ـ الا بعد مرور حوالی نصف قرن من الزمان على الاحداث التی تتکلم عنها، ثم ادخلت علیها تعدیلات بعد ذلک خلال القرن الثانی للمیلاد.


    والقصة کما وردت فی اناجیل العهد الجدید تقول ان یسوع ولد فی بیت لحم فی عهد الملک هیرودوس الذی حکم فلسطین اربعین سنة انتهت بوفاته فی العام الرابع السابق للتاریخ المیلادی. ثم هربت السیدة مریم بابنها الى مصر عقب ولادته خوفا علیه من بطش الملک، وکانت النبوءات قد دلته على مکان وزمان مولد المسیح الذی سیطالب بعرش داوود، ولم ترجع الام وولدها من مصر الى فلسطین الا بعد موت الملک هیرودوس، حیث ذهبت بالطفل لتعیش فی بلدة الناصرة فی الجلیل (شمال فلسطین).


    وتقول الروایة انه بعد ان کبر الصبی واصبح فی الثلاثین من عمر، ذهب الى وادی الاردن حیث التقى بیوحنا المعمدان الذی عمده بالماء فی وسط النهر. وبعد هذا اعتکف یسوع فی خلوة اربعین یوما صائما فی الصحراء، حیث دخل فی صراع مع الشیطان الذی حاول اغراءه بملک ممالک العالم. وعاد المسیح ـ بعدما فشل الشیطان فی مهمته ـ الى الجلیل لیختار حوارییه الـ12 ویبدأ دعوته، مما اثار حقد الکهنة الصدوقیین الیهود والاحبار الفریسیین علیه. وازداد غضب الکهنة الیهود على المسیح ـ بحسب روایة الاناجیل ـ عندما جاء الى مدینة القدس قبل عید الفصح، ودخل الهیکل وصار یبشر فیه بدعوته متحدیا ایاهم. فتآمروا علیه وارسلوا حرسا للقبض علیه ـ بمساعدة یهوذا الاسخریوطی الحواری الذی خانه ـ وکان یستریح مع تلامیذه عند جبل الزیتون بشمال المدینة. اتى به الحراس الى الهیکل واستمر التحقیق والمحاکمة امام مجلس الکهنة برئاسة قیافا الکاهن الاکبر طوال اللیل. وبعد انتهاء المحاکمة عند الصباح، اخذ الکهنة المسیح الى بیلاطس البنطی الوالی الرومانی على فلسطین، الذی اعاد محاکمته. وحاول بیلاطس الافراج عنه بمناسبة عید الفصح لانه لم یجد مبررا لعقابه، لکن رؤساء الکهنة حرضوا الجموع على المطالبة باعدام المسیح فخضع الوالی لرغبتهم.


    * مخطوطات قمران


    * ولقد کان للعثور على مخطوطات البحر المیت المکتوبة بالعبریة والآرامیة عام 1947، فی کهف بخربة قمران بالضفة الغربیة للاردن، اثر کبیر فی القاء الضوء على الحیاة فی فلسطین عند بدایة التاریخ المیلادی. لان تدوین هذه المخطوطات جرى ما بین القرن الثانی قبل المیلاد ومنتصف القرن المیلادی الاول ـ فی ذات الوقت الذی عاش فیه السید المسیح ـ حاول الباحثون العثور على ذکر لحیاته وموته بین صفحاتها. والموضوع الذی اثار الجدل حوله منذ نشر مخطوطات قمران، هو علاقة جماعة العیسویین (التی ترکت لنا المخطوطات) بالمسیحیین الاوائل.


    فبینما تختلف اعتقادات الجماعة عن الاعتقادات الیهودیة الارثوذکسیة التقلیدیة، فهی تتفق مع الفکر المسیحی الخاص بالبعث والخلاص.


    والسؤال الذی ثار بین الباحثین هو ما هی علاقة «المعلم الصدیق» الذی کانت جماعة قمران تعد الطریق لعودته، بالسید المسیح؟ فهو مثله مات على ید الکاهن الشریر ـ الذی یتبعه کهنة هیکل القدس ـ وهو مثله بعث من الموت، وهو مثله ینتظر اتباعه عودته لیهزم الشر فی معرکة آرماجیدون فی نهایة الایام. والامر المحیر هو ان هذه الافکار وجدت مکتوبة فی مخطوطات ترجع الى القرن الثانی قبل المیلاد. والاختلاف الجوهری بین جماعة قمران وبین الیهود، یتعلق بالاعتقاد بخلود الروح وبالقیامة والحساب بعد الموت. فحسب ما جاء فی مخطوطة «حرب ابناء النور ضد ابناء الظلام» نجد انهم کانوا یعتقدون بحتمیة الموت وحتمیة البعث فی نهایة الایام (یوم القیامة)، اذ یقولون ان معلمهم الاول ـ والذی یطلقون علیه لقب «معلم الصدق» او «المعلم الصدیق» ـ الذی ینتمی الى سلالة الملک داوود، والذی مات على ید «الکاهن الشریر»، سوف یبعث الى الحیاة من جدید لیقودهم فی آخر الایام. الا ان الشر سوف یسیطر قبل اربعین سنة من القیامة فیأتی معلمهم ـ والذی یسمى هنا «امیر النور» لیصارع الکاهن الشریر ـ والذی یسمونه هنا «ملاک الظلام» ـ وفی معرکة ذات ابعاد روحیة یقضی النور على ملاک الشر ویحرر البشر من سلطته علیهم الى الابد، حیث یبدأ البعث والحساب.


    وقد کتب الدکتور مصطفى شاهین تحت عنوان :


    ما هو السبب فی جعل میلاد المسیح فی فصل الشتاء ؟


    الجواب هو مجرد مصادفة إذ حدث ، کما یقول الأسقف بارنز أن هذا التاریخ التاریخ 25 دیسمبر قد صادف یوم احتفال کبیر بعید وثنی قومی فی روما ، ولم تستطع الکنیسة أن تلغی هذا العید _ بل بارکته کعید قومی لشمس البر فصار ذلک تقلیدی منذ هذا الوقت .


    وقد تم الاتفاق على الاحتفال بعید المیلاد فی دیسمبر بالنسبة للغربیین بعد مناقشات طویلة حوالی عام 300 .


    وهذا الرأی الذی ذهب إلیه الأسقف بارنز أخذت به دائرة المعارف البریطانیة ودائرة معارف شامبرو ( انظر ذلک فی الصفحة 642 ، 643 من دائرة المعارف البریطانیة ط:15 مجلد : 5 )



    پدر آریوس ::: چهارشنبه 5/10/1386::: ساعت 2:19 عصر

    Christmas celebrations in the West today






    From November onwards, it is impossible to forget that Christmas is coming. Colored lights decorate many town centers and shops, along with shiny decorations, and artificial snow painted on shop windows.In streets and shops, "Christmas trees" (real or plastic evergreen "conifer" trees) will also be decorated with lights and Christmas ornaments.
    Shopping centers become busier as December approaches and often stay open till late. Shopping center speaker systems will play Christmas "carols" - the traditional Christmas Christian songs, and groups of people will often sing carols on the streets to raise money for charity. Most places of work will hold a short Christmas party about a week before Christmas. Although traditional Christmas foods may be eaten, drink (and plenty of it) means that little work will be done after the party!
    By mid-December, most homes will also be decorated with Christmas trees, colored lights and paper or plastic decorations around the rooms. These days, many more people also decorate garden trees or house walls with colored electric lights, a habit which has long been popular in USA.
    In many countries, most people post Christmas greeting cards to their friends and family, and these cards will be hung on the walls of their homes. InUK this year, the British Post Office expects to handle over100 million cards EACH DAY, in the three weeks before Christmas.


    Christmas cards






    The custom of sending Christmas cards started in Britain in1840 when the first "Penny Post" public postal deliveries began. (Helped by the new railway system, the public postal service was the 19th century"s communication revolution, just as email is for us today.). As printing methods improved, Christmas cards were produced in large numbers from about 1860. They became even more popular in Britain when a card could be posted in an unsealed envelope for one half-penny - half the price of an ordinary letter.
    Traditionally, Christmas cards showed religious pictures - Mary, Joseph and baby Jesus, or other parts of the Christmas story. Today, pictures are often jokes, winter pictures, Father Christmas, or romantic scenes of life in past times.


    The old man with the sack






    "Father Christmas" (or "Santa Claus") has become the human face of Christmas. Pictures will be seen everywhere of the old man with long white beard, red coat, and bag of toys. Children are taught that he brings them presents the night before Christmas (or in some countries on December 6th - St. Nicholas" Day), and many children up to the age of7 or8 really believe this is true. In most countries, it is said that he lives near the North Pole, and arrives through the sky on a sledge (snow-cart) pulled by reindeer. He comes into houses down the chimney at midnight and places presents for the children in socks or bags by their beds or in front of the family Christmas tree.
    In shops or at children"s parties, someone will dress up as Father Christmas and give small presents to children, or ask them what gifts they want for Christmas. Christmas can be a time of magic and excitement for children.


    Who was he?






    Father Christmas is based on a real person,St. Nicholas, which explains his other name "Santa Claus" which comes from the Dutch "Sinterklaas". Nicholas was a Christian leader from Myra (in modern-day Turkey) in the 4th century AD. He was very shy, and wanted to give money to poor people without them knowing about it. It is said that one day, he climbed the roof of a house and dropped a purse of money down the chimney. It landed in the stocking which a girl had put to dry by the fire! This may explain the belief that Father Christmas comes down the chimney and places gifts in children"s stockings.


    Boxing Day


    In English-speaking countries, the day following Christmas Day is called "Boxing Day". This word comes from the custom which started in the Middle Ages around 800 years ago: churches would open their "alms boxe" (boxes in which people had placed gifts of money) and distribute the contents to poor people in the neighborhood on the day after Christmas. The tradition continues today - small gifts are often given to delivery workers such as postal staff and children who deliver newspapers.


    Making sense of Christmas


    Today in the West, not many people consider the religious meaning to Christmas. Most people in UK or Europe will not go to a religious church meeting, even at Christmas. It has become a busy race to spend money on presents, and get ready for the Day. In UK, our shops stay open till late Christmas Eve and often open again on Boxing Day with the cut-price "sales". (Not much holiday for the poor shop workers!). A visitor from another world would think that Christmas was a festival to the gods of money and shopping.


    What do you want from Christmas?


    Many people do hope for more than presents at Christmas. We want to somehow return to a time in our childhood (or some other good time in the past), when life was simpler and made more sense, before the troubles of adult life arrived. We feel sure that behind all the fun and decorations, there must somehow be a message, something more, some key to life,hope and happiness.



    پدر آریوس ::: چهارشنبه 5/10/1386::: ساعت 2:19 عصر

    عیسی علیه السلام


    در روزگاران بسیار دور، دختر جوانی زندگی می کرد که مریم نام داشت. مریم در میان همه مردم به پاکی و صداقت شهرت داشت. او همیشه به راز و نیاز و عبادت پروردگار خویش مشغول بود.


    مریم آنقدر دختر پاک و خوبی بود که خداوند همیشه از بهشت برای او غذا و میوه می فرستاد. روزی جبرییل،  نزد او آمد و گفت: «خداوند می خواهد پسری به تو عنایت کند.» سپس، ظرف خرمایی را جلوی مریم گرفت و او هفت دانه خرما برداشت و خورد.


    پس از مدتی، مریم باردار شد و زمان تولد نوزاد فرا رسید. مریم از ترس حرف های جاهلان و نادانان که نمی دانستند خدا به هر کاری قادر و تواناست، از شهر بیرون رفت و در کنار درخت نخل خشکیده ای نشست.


     او با ناراحتی گفت: «خدایا! جواب مردم را چه بدهم؟ چطور به آنها بگویم که تو این فرزند را به من داده ای؟»


    در همان لحظه صدایی از جانب پروردگار به گوش مریم رسید: «ای مریم! نگران نباش و صبر کن. درخت خرما را تکان بده تا برایت خرمایی تازه بیاورد. اگر مردم هم از تو چیزی پرسیدند به آنها بگو که بخاطر خدا سکوت کرده ای.»


    مریم چون می دانست که خداوند به هر کاری قادر و تواناست درخت خشکیده را تکان داد. در همان لحظه درخت سبز شد و خرمای زیادی آورد. چند دانه خرما جلوی پای مریم به زمین افتاد.  وقتی مریم خواست خرما ها را بردارد، در پای درخت چشمه ای زلال جوشید و آب پاک روان شد. مریم تا مدتی کنار آن درخت نشست و از خرمای آن و آب چشمه  خورد تا این که زمان تولد نوزادش فرا رسید.


    عیسی


    فرزند مریم در کنار همان درخت به دنیا آمد. مریم او را در آب چشمه شست، سپس او را در آغوش گرفت و به شهر رفت.


    در شهر مردم با تعجب به مریم نگاه می کردند. بعضی از زنان با دیدن مریم گفتند: «ای مریم! تا آنجا که ما می دانیم تو دختر با ایمان و پاکی هستی، همچنین، ما می دانیم که هنوز ازدواج نکرده ای. پس بگو که این بچه را از کجا آورده ای؟»


    مریم همان طور که خدا فرمان داده بود به آنها گفت که به خاطر خدا سکوت کرده است.


    در این هنگام نوزادی که در آغوش مریم بود لب به سخن گشود و در میان ناباوری و تعجب مردم گفت: «من، بنده خدا و پیامبر او هستم. خداوند به من کتاب هدایتی داده است تا مردم را راهنمایی کنم. خداوند مرا فرستاده تا به مردم بگویم خدا را عبادت کنند، زکات بدهند، با مردم مهربان باشند و مریم را محترم و گرامی بدارند.»


    با این سخنان نوزاد دیگرهمه مردم دریافته بودند که فرزند مریم عادی نیست و او فرستاده ای از جانب خداست.


    فرستاده ای که نامش عیسی بود.


     


    نوشته: کیوان امجدیان

    بخش کودک و نوجوان سایت تبیان



    پدر آریوس ::: چهارشنبه 5/10/1386::: ساعت 2:19 عصر

    چرا حواریون عیسی در زمان مصلوب شدنش فرار کردند و هیچیک به دفاع از او برنخاستند؟


     


     


      مسیح دعوت خود را در میان قوم یهود آغاز نمود، قوم لجوج و متعصبی که پذیرش هیچ دعوت جدیدی را نداشتند. این وضعیت خاص، نشر دعوت جدید را با پیچیدگی و مشکل مواجه می نمود. این بود که مسیح از میان مردمِ عادی قوم خود، دوازده تن را به تعداد اسباط موسی، جهت یاری دین خدا برگزید.این افراد عبارت بودند از: پطرس و برادرش اندریاس، یعقوب ابن زبدی و یوحنّا برادرش، فیلپّوس، برتولما، ثوما، متّی (لاوی) شمعون قِنَعنِی غیور، لبیّ (ثدیّ)، یعقوب بن حلفا و یهودای اسخر یوطی.


    چهره ای که انجیل ها از حواریون ارائه می نمایند، متفاوت است. گاه از آنها به عنوان رسولانی صدیق و امین یاد می کنند که نهایت تلاش خود را در حمایت از مسیح به کار بسته اند؛ و (گاه) عنوان انسانهایی با ایمانی ضعیف، نفهم و ترسو که سرور خود مسیح را در لحظات بحرانی گرفتاری، تنها گذاشته و منکر هرگونه شناخت و ارتباط با وی شده اند. این تصاویر متضاد، هاله ای پیرامون شخصیت حواریون ایجاد نموده که ما را در دست یابی به شخصیت حقیقی آنها دچار سردرگمی می نماید.


    امّا قرآن، رسالت معرفی حواریون مسیح را به بهترین نحو، به انجام رسانده است. قرآن از حواریون به عنوان انسان هایی پاک یاد می کند که با عشق و ایمان به مسیح، به حمایت از دین خدا برخاسته و در این باره ذره ای تردید به خود راه نداده است. قرآن که فضائل اخلاقی مسیح را در یاری رساندن دین خدا، مایه سرمشق همه ی انسانهای با ایمان می داند.


    تصویر مثبت انجیل از حواریون:


    انجیل ها نقل می کنند که چگونه مسیح دوازده حواری را نزد خود فرا خوانده و به آنها قدرتی بخشیده که ارواح ناپاک را بیرون رانده و هر نوع بیماری را شفا بخشند. و در پایان همین بخش، نام آنها را متذکر شده است.


    انجیل می گوید مسیح، حواریون را جهت هدایت یهود به اطراف فرستاده و به آنها توصیه هایی درباره ی مأموریتشان می کرده است. و به آنها می گوید: «خوب توجه کنید، من شما را مانند گوسفندان به میان گرگ ها می فرستم. شما باید مثل مار هوشیار و مانند کبوتر، بی آزار باشید. مواظب باشید زیرا مردم شما را تحویل دادگاه ها خواهند داد، و شما را در کنپه ها تازیانه خواهند زد. و شما را به خاطر من پیش فرمانروایان و پادشاهان خواهند برد تا در برابر آنان و ملل بیگانه شهادت دهید. امّا وقتی شما را دستگیر می کنند نگران نباشید که چه چیز و چطور بگویید چون در همان وقت آنچه باید بگویید به شما داده خواهد شد، زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر آسمانی شما است که در شما سخن می گوید. برادر، برادر را و پدر، فرزند را تسلیم مرگ خواهد نمود. فرزندان علیه والدین خود بر خواهند خاست و باعث کشتن آنها خواهند شد. همه مردم به خاطر نام من که شما بر خود دارید از شما متنفر خواهند بود، امّا کسی که تا آخر ثابت بماند نجات خواهد یافت.»


    آنها انسانهای امین و شجاعی هستند که آنچه را محرمانه از مسیح می شنوند مأموریت دارند که با صدای بلند به دیگران برسانند. «آنچه را من در تاریکی به شما می گویم، باید در روز روشن اعلام کنید، و آنچه را محرمانه می شنوید، باید در بام خانه ها با صدای بلند بگویید.»


    و از چنان جایگاهی در نزد مسیح برخوردارند که بمنزله مادر و برادران وی می باشند. «اینها مادر و برادران من هستند هر که اراده ی پدر آسمانی مرا انجام دهد، برادر من، خواهر من و مادر من است.» تنها حواریون این شایستگی را یافته اند که قدرت درک اسرار پادشاهی خدا به آنها ارزانی شود. «قدرت درک اسرار پادشاهی خدا به شما عطا شده، امّا به آنها عطا نشده است.»


    از کلمات انجیل بر می آید که پطرس محبوب ترین حواری در نزد مسیح بوده است: «و به تو می گویم که تو پطرس هستی و من بر این صخره کلیسای خود را بنا می کنم و نیروهای مرگ، هرگز بر آن چیره نخواهد شد. و کلیدهای پادشاهی آسمانی را به تو می دهم، آنچه را که تو در زمین منع کنی، در آسمان ممنوع خواهد شد. و هرچه را که بر زمین جایز بدانی در آسمان جایز دانسته خواهد شد.»


    تصویر منفی انجیل از حواریون


    تصاویر دیگری نیز از حواریون در انجیل آمده که ما را در وجود آنهمه ایمان و صداقت و فداکاری آنان به شک می اندازد. حواریون براساس چنین نگرشی، کسانی هستند که در شب دستگیری مسیح، با خیال راحت در خواب عمیق فرو رفته و مسیح را در غم و اندوه تنها می گذراند. و هنگام دستگیری مسیح، وی را ترک نموده و می گریزند.


    در فرازی از انجیل، پطرس که گفته شد بنا به روایت انجیل، از برترین حواری مسیح بود، عیسی وی را شیطان نامیده و مانع راه خود دانسته و افکارش را غیرخدایی می داند. همین پطرس. شخص ترسویی قلمداد شده که هنگام دستگیری مسیح، از دور وی را همراهی ندارد، و جرأت ندارد که در کنارش بماند؛ و سرانجام هرگونه ارتباط با مسیح را منکر و سوگند یاد می کند هرگز مسیح را نمی شناخته است، و جالب اینکه در همین زمان پیشگویی مسیح را به یاد می آورد که به وی گفته بود: پیش از آنکه خروس بخواند تو سه بار خواهی گفت: که مرا نمی شناسی.


    قرآن و ارائه تصویر حقیقی حواریون


    قرآن در ارائه تصویر حقیقی از حواریون، آنها را انسانهای پاکی می داند که در دوران سخت دعوت مسیح، ندای یاری وی را اجابت و تمام تلاش خود را در دفاع از مسیح و دین الهی به کار بستند. آنها به واسطه ی شایستگی وجودیشان به مقام دریافت الهام از ناحیه پروردگار دست یافتند. قرآن، آنها را الگوی عملی برای مؤمنان دانسته و به انسانهای با ایمان سفارش می کند که همچون حواریون، یارانِ خدا باشند. و اینکه آنها یک لحظه در راستگویی و صداقت مسیح شک نکرده اند.


    با این بیان روشن و بدون تعارض، چهره حقیقی حواریون، از پسِ پرده ی ابهام زمان خارج و آنها را به عنوان شخصیت هایی مؤمن و فداکار که شایسته ی الگو بوده اند، پیش رویمان قرار می دهد.


    منابعی برای مطالعه بیشتر:


    1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 14، ص 272-282، چاپ بیروت.


    2. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج 12، ص 384-400، مؤسسه امام صادق.


    3. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 2، ص 425-427، دارالکتب اسلامی.


     



    پدر آریوس ::: شنبه 10/9/1386::: ساعت 1:8 عصر

     


    آیا حواریون حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ همانگونه هستند که در رساله «اعمال رسولان» عهد جدید توصیف شدهاند؟