سفارش تبلیغ
صبا
حسود را دوستی نیست . [امام علی علیه السلام]
پاسخ به سؤالات شما در مورد مسیحیت - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت یازدهم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

                                           محاکمه مسیح (ع)-2

     

    محاکمه دوم

    نزد والی شهر بیلاطوس بود

    اناجیل چهارگانه در نقل جزئیات هم با یکدیگر اختلاف دارند

    متی نقل می کند :

    " عیسی مقابل حاکم ایستاد حاکم از او پرسید آیا تو پادشاه یهودیانی ؟

    عیسی جواب داد این را تو می گوئی

    روسا کهنه و شیوخ عیسی را به این ادعا متهم می کردند.عیسی هم جواب آنها را نمی داد،

    بیلاطوس به عیسی گفت:

    آیا نمی شنوی چیزهائی را که آنها بر علیه تو شهادت می دهند؟

    عیسی هیچ جوابی نداد تا جائی که حاکم بسیار تعجب کرد.

    حاکم رسم داشت که هر سال یک مجرم را که مردم انتخاب کنند آزاد کند درآن زمان هم یک زندانی مشهور بنام باراباس در زندان بود.وقتی مردم جمع شدند بیلاطوس از آنها پرسید :       

    می خواهید که کدام را آزاد نمایم باراباس را یا آن عیسی ای که به او مسیح می گویند؟

    حاکم می دانست که عیسی را بخاطر حسد زندانی کرده اند . وقتی حاکم این سوال را پرسید همه جواب دادند : باراباس.

    بیلاطوس پرسید پس با این عیسی ای که به او مسیح می گویند چکار کنم؟

    همه جواب دادند او را به صلیب بکش

    حاکم پرسید او چکار بدی را انجام داده؟

    همه فریاد کشیدند او را به صلیب بکش.

    وقتی بیلاطوس دید که نمی تواند برای عیسی کاری بکند آب خواست و دستش را شست و گفت من از خون این مرد بری هستم هر کار که خودتان می خواهید بکنید.

    همه گفتند خون او به گردن ما و فرزندان ما .

    حاکم هم باراباس را آزاد کرد  و مسیح را تازیانه زد و او را سپرد تا به صلیب کشیده شود.

    ماموران حاکم عیسی را به قصر حاکم بردند و لباسهای او را در آوردند و لباس لشگر روم را بر او پوشاندند و تاجی از خار بر سر او نهادند و در سمت راستش چوبی گذاشتند و برای استهزاء به او مقابلش رکوع می کردند و می گفتند :

    سلام بر پادشاه یهود

    چوب را برداشتند و بر سرش می زدند و بر او آب دهن می انداختند بعد از اینکه مسخره کردنشان تمام شد لباس رومی را از تنش در  اوردند و لباس خودش را به او پوشانیدند و او را بسوی صلیب حرکت دادند."

    اما در مرقس قصه را شبیه متی نقل کرده ولی با این فرق که ماموران حاکم به تن عیسی بجای لباس رومی لباس فاخری کردند تا او را مسخره نمایند

    اما در لوقا اصلا چیزی درباره مسخره کردن عیسی نیامده است ولی آمده که بیلاطوس عیسی را نزد هیرودس و جلیل فرستاد. 

    و لوقا تنها انجیلی است که می گوید عیسی نزد هیرودیس فرستاده شد و آمده که ماموران هیرودیس عیسی را مسخره کردند و این مخالف متی و مرقس و یوحنا است

    اما یوحنا قضیه را با تفصیل بیشتری نقل می کند و تهدید  بیلاطوس توسط یهودیان  و روز و ساعت محاکمه عیسی و امر به صلیب کشیدن او را نقل می نماید

    حقیقت آنست که هر کس قصه این محاکمه عیسی را بخواند در می یابد که اختلاف بسیار زیادی بین اناجیل در نقل این ماجرا است همانطور که بیان داشتیم

    اغلب علما در این قضیه اینطور تشکیک کرده اند که عادت حکام روم آن بود که در عید فصح یکی از مجرمین را که مردم انتخاب می کنند آزاد می کنند

    این قصه محاکمه با روح این حکم رومی مخالف است مخصوصا در فلسطین

    بسیاری از علما هم در صدق این قضیه تشکیک کرده اند

    حال سوال اینجاست که کاتبان اناجیل این اطلاعات محاکمه را از کجا آورده اند در حالی که هیچکدام شاهد این قضایا نبوده اند؟

    اختلافاتی که در اناجیل است باعث می شود که نتوانیم ادعا کنیم که این مطالب الهام و وحی خدا به صاحبان اناجیل بوده است

     

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

     

         poparyus@gmail.com

     

    ارسال نموده یا

     

    fatheraryus@yahoo.com

     

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

     

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.



    پدر آریوس ::: پنج شنبه 85/6/23::: ساعت 8:25 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمتنهم ا  ین بحث در اینجا مطرح می شود:

     

    ظهورحضرت  عیسی (ع) بر شاگردان

     

    اما مساله ظهور عیسی برای شاگردانش یکی دیگر از مطالب مورد بحث در این زمینه است که اناجیل تناقضات بسیاری را در آن دارند لکن سوالی اینجاست و آن اینکه چرا مریم عذرا مادر حضرت مریم در آن روز بر سر قبر پسرش نیامد مانند دیگر مادران تا لازم باشد مریم مجدلیه بیاید و به قبر عیسی سر بزند وآن را زیارت کند؟

     

    آن مادری که خودش یکی از بزرگترین مومنین به پسرش بود و او را حقاً می شناخت.

     

    ولی متاسفانه اناجیل طوری از مادر حضرت عیسی حرف می زنند که گوئی او به پسرش ایمان نداشت و در مواضع بسیاری نقل می کنند که عیسی مادرش را از خود راند.

     

    مثل قضیه معجزه خمر که مادر عیسی در یوحنا به او گفت : اینها شراب ندارند و مسیح جواب داد

    " مرا با تو چکار است ای زن"

     

    در متی بالاتر از این هم آمده است که تعامل مسیح با مادرش را اینچنین نقل می کند :

     

    وقتی مادر و برادران مسیح در خارج از خانه اجازه میخواستند تا با مسیح صحبت کنند مسیح به آنها گفت:

    مادر و برادران من که هستند؟ این شاگردان من هستند که مادر و برادران منند چرا که هر کس که اراده پدرم را انجام دهد مادر و برادر من هستند.

     

    این سوال مهمی است که نقش مادر عیسی در این ماجرا چگونه است اگر مسیح می بایست به صلیب برود و دفن شود و زنده گردد می بایست این مطلب را با مادرش در میان می گذاشت تا باعث دلگرمی او باشد ولی در اناجیل هیچ اثری از مادر عیسی نیست این در حالی است که در اناجیل دیگری که از سوی کلیسا غیر قانونی نامیده شده اند به تفصیل مطالبی پیرامون حضور پر رنگ مادر عیسی ع نقل شده است.

     

     

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

     

         poparyus@gmail.com

     

    ارسال نموده یا

     

    fatheraryus@yahoo.com

     

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

     

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.



    پدر آریوس ::: پنج شنبه 85/6/23::: ساعت 8:24 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت دهم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

    محاکمه مسیح (ع)-1

    از دیگر مواردی که در اناجیل ذکر شده دو محاکمه برای عیسی می باشد البته  در لوقا سه محاکمه ذکر شده که سومی نزد هریدوس بوده است.

    اولین محاکمه نزد کهنه بوده و دومی نزد والی بیلاطوس بوده است

    از محاکمه اول که در همه اناجیل چهارگانه آمده است شروع می کنیم.

     

    1- متی

    در این انجیل قضیه محاکمه عیسی نزد رئیس کهنه وقضیه انکار پطرس نقل شده است.

    2- مرقس

    در مرقس هم همین داستان نقل شده است

    3- لوقا

    همین داستان نقل شده است

    4- یوحنا

     

    در این انجیل قضیه با مقداری تغییر ذکر شده است

     

    اگر دقت کنی در نص این اناجیل بوضوح اختلاف بین آنها را مشاهده می کنی و می فهمی که اینها        نمی تواند وحی الهی باشد

    اما اختلافات به این صورت است:

    1- در متی و مرقس محاکمه را در شب ذکر کرده اند در حالی که لوقا محاکمه را در صبح روز بعد می داند اما در یوحنا چیز متفاوتی نقل شده و آن اینکه عیسی را اول پیش حنان برده اند و بعد حنان او را نزد کهنه فرستاده است.

    2- سوالاتی که رئیس کهنه از مسیح پرسید و جوابهائی که مسیح به آنها داد در اناجیل مختلف متفاوت است مخصوصا در انجیل یوحنا.

    3- مشکل دیگری که در نص است انکار کردن مسیح توسط پطرس است که در هر انجیل متفاوت ذکر شده است

    در متی آمده که سه سوالی که از پطرس شد توسط کنیز سوال شد  در حالی که پطرس در بیرون خانه نشسته بود.

    سوال دوم را کنیز دیگری  پرسید و پطرس در دهلیز بود

    سوال سوم را مردمی که آنجا ایستاده بودند پرسیدند

    اما در انجیل مرقس آمده

    سوال اول توسط کنیز در حیاط پائینی خانه پرسیده شد

    سوال دوم را همان کنیز در خارج از دهلیز پرسید

    و سوال سوم را حاضرین پرسیدند

    اما در لوقا آمده است که :

    سوال اول را کنیز در کنار آتش پرسید

    سوال دوم را مردی پرسید

    و سوال سوم را مرد دیگری پرسید

    در یوحنا هم آمده که :

    سوال اول را دخترکی که نگهبان بود پرسید

    و سوال دوم را حاضرین کنار آتش پرسیدند

    و سوال سوم را یکی از خادمان رئیس کهنه پرسید و این مرد از نزدیکان آن مردی بود که پطرس گوشش را قطع کرد

    اصولا قصه انکار پطرس بعید به نظر می رسد چرا که پطرس از کسانی بود که همواره همراه عیسی بود و هنگام دستگیری عیسی دست به شمشیر برد و گوش یکی از مهاجمان را قطع کرد و بعد پا به فرار گذاشت و مهاجمان هم او را خوب می شناختند حال چگونه ممکن است بعد از اینکار دوباره به محل زندان عیسی بر گردد و آزادانه بین مردم بگردد و آنها او را دستگیر نکنند اینکار پطرس بازی کردن با زندگی اش است.

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

     

         poparyus@gmail.com

     

    ارسال نموده یا

     

    fatheraryus@yahoo.com

     

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

     

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.

     



    پدر آریوس ::: پنج شنبه 85/6/23::: ساعت 8:24 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت هشتم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

    حال به بعضی از تناقضاتی که بین این نصوص وجود دارد اشاره می کنیم:

     

    1- تعداد زنان : 

     

     متی:

     آنها را دو نفر می داند.

     

    مرقس:

     سه نفر را ذکر می کند .

     

    لوقا :

    تعداد آنها را بیشتر از این می داند بعلاوه اینکه می گوید همراه زنان عده دیگری هم بودند .

     

            اما یوحنا:

            فقط مریم مجدلیه را ذکر می نماید.

     

    2- سنگ قبر و ملائکه :

     

    متی:

     ذکر میکند که سنگ را یک ملک برداشت و بهمراه آن زلزله بزرگی هم اتفاق افتاد و بعد از آن زنان رسیدند و ملک بر همان سنگ در خارج از قبر نشسته بود .

     

     مرقس:

     می گوید زنان وقتی به قبر رسیدند دیدند که قبلا سنگ برداشته شده بود و مطلبی هم از آن زلزله بزرگ نقل نمی کند و ملک هم در داخل قبر نشسته بودند نه خارج از آن.

     

    لوقا:

     هم کنده شدن سنگ را قبل از آمدن زنان نقل کرده است لکن بر خلاف آن دو انجیل سابق حرفی از ملائکه نزده است و بعد از حیرت زنان ملائکه را نقل می نماید ولی آن ملائکه نه داخل قبر و نه خارج آن ننشسته بودند.

     

    یوحنا:

     اینطور نقل کرده  که مریم مجدلیه وقتی نزد قبر آمد دید که سنگ قبلا کنده شده ولی اثری از ملائکه نیست او نزد پطرس و یوحنا دوید و آندو آمدند و اثری ازمسیح و ملائکه ندیدند و بعد از اینکه رفتند مریم دو ملک را دید که یکی نزد سر و دیگری نزد پا نشسته بودند !!

     

    حال نمی دانیم که باید کدامیک از این اقوال را باور کنیم اگر به تفاسیر عهد جدید مراجعه کنید می بینید که آنها هم درباره این تناقضات با هم مباحث بی نتیجه ای دارند.

     

    البته  اخیرا به این نتیجه رسیده اند که :

    " در حقیقت هیچ چشم بشری رستاخیز مسیح را ندیده است لذا این امر برای ما معلوم نیست اما براهینی که دلالت بر این امر دارند زیاد هستند ...... اما اخبار مختصری که از این قضیه به ما رسیده است بحسب ظاهر با هم اختلافاتی دارند که برخی از این اختلافات ناشی از متفاوت بودن زمان نویسندگان کتاب مقدس است و بعضی دیگر بخاطر این است که هر یک از نگارندگان قصد و غرض خودش را در کتابش دنبال می کرده و از منظر خاص خود به قضیه می نگریسته و بیشتر این اختلافات بخاطر جهل نویسندگان به حوادث زیادی است که در آن زمان رخ داده است "

     

    اما نکته دیگر اینست که مسیح به شاگردانش گفته بود که او را به صلیب می کشند و  می میرد و دفن می شود و بعد از سه روز و سه شب رستاخیز می یابد ولی حقیقت آنست که مسیح فقط دو شب  و یک روز در قبر نبود چرا که دفنش عصر روز شنبه بوده و رستاخیزش قبل از طلوع  آفتاب روز یکشنبه بوده است.

    بعلاوه یوحنا می گوید:

     که شاگردان نمی دانستند که مسیح بعد از سه روز رستاخیز خواهد کرد،       

    یعنی مسیح به آنها این مطلب را  نگفته بود.

     بهمین خاطر است که طبق کلام لوقا :

    آنها کلام آن زن را تصدیق نکردند و آنرا هذیان پنداشتند.

     همچنین یوحنا از قول پطرس و یوحنا ذکر میکند که:

     آنها این مطلب را نمی دانستند.

    لذا یا باید آن اخباری که از قول مسیح نقل شده که او پیشگوئی کرد که او را بصلیب می زنند و می میرد و بعد از سه روز دوباره زنده می شود ، دروغ و باطل باشد.

    ( کما اینکه همینطور هم هست )

     

    ویا باید بگوئیم :

     

    آنچه که یوحنا در کتابش ذکر کرده که شاگردان از این مطلب بی اطلاع بودند ، دروغ و باطل است.

     

    بهمین مقدار در رد این مطلب بسنده می کنیم.



    پدر آریوس ::: پنج شنبه 85/6/23::: ساعت 8:22 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت هفتم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

    در این بحث به بیان اشکالات وارد بر مسئله فدا می پردازیم:

     

    دفن و رستاخیز مسیح

     

    در اناجیل نقل شده که عیسی بعد از آنکه به صلیب کشیده شد و مرد ، دفن گردید و بعد از سه روز از قبر رستاخیز یافت.

    در این مطلب هم اناجیل با هم بسیار مختلفند:

     

    دفن

    متی و لوقا و مرقس تاکید می کنند که کسی که عیسی را دفن کرد یوسف بود از از شهر رامه و مرد ثروتمندی بود و از شاگردان مسیح بود.

    ولی یوحنا می گوید یوسف به تنهائی مسیح را دفن نکرد بلکه نیقودیموس   هم به او کمک     کرد در متی و مرقس آمده که مریم مجدلیه و مریم ام یعقوب و موسی شاهد دفن مسیح بودند ولی لوقا اسامی کسانی را که شاهد بودند ذکر می کند که بیشتر از این تعدادند اما در یوحنا اصلاَ اسمی از زن یا  زنانی که در آن هنگام بود ه اند برده نشده است.

    یوحنا که انجیلش را سی سال بعد از اناجیل دیگر نوشته است متوجه این اختلاف در عدد زنان شده است لذا آنرا به کل از انجیلش حذف کرده است.

     

    رستاخیز

     

    اما درباره این حادثه در اناجیل اختلافی بشدت اختلاف در اینباره وجود ندارد :

    من از کوچکی این سوال در ذهنم بود که مسیح آمد و خودش را فدا کرد و بین خدا و انسان را صلح داد حال چه لزومی دارد که بعد از سه روز دوباره رستاخیز بیابد؟

    او ماموریت خود را انجام داد،  حال می خواهد رستاخیز بکند یا نکند چه فرقی دارد؟

    واقعیت این است که این قطعه بخاطر اتمام اسطوره مسیح است همانطوری که درباره اسطوره های ادیان قدیم آمده که خدای آنها مرد و از بین اموات رستاخیز یافت .

    علی ای حال باید به نکات اختلاف بین اناجیل در اینباره اشاره کنم:

    انجیل متی

     

    در این انجیل آمده :

    " و بعد از سبت هنگام فجر روز اوّل هفته مریم مجدلیّه و مریم دیگر به جهت دیدن قبر آمدندکه ناگاه زلزله عظیم حادث شد از آن رو که فرشته خداوند از آسمان نزول کرده آمد و سنگ را از در قبر غلطانیده بر آن بنشست و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده مثل مرده گردیدند امّا فرشته به زنان متوجّه شده گفت ترسان مباشید می‏دانم که عیسی مصلوب را می‏طلبید در اینجا نیست زیرا چنانکه گفته بود برخاسته است بیائید جائی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید  و بزودی رفته شاگردانش را خبر دهید که از مردگان برخاسته است اینک پیش از شما به جلیل می‏رود در آنجا او را خواهید دید اینک شما را گفتم پس از قبر با ترس و خوشی عظیم بزودی روانه شده رفتند تا شاگردان او را اطّلاع دهند و در هنگامی که به جهت اخبار شاگردان می‏رفتند ناگاه عیسی بدیشان برخورده گفت سلام بر شما باد پس پیش آمده به قدمهای او چسبیده او را پرستش کردند آنگاه عیسی بدیشان گفت مترسید رفته برادرانم را بگوئید که به جلیل بروند که در آنجا مرا خواهند دید"

     

    انجیل مرقس

     

    اما مرقس قضیه را اینچنین نقل می نماید:

     

    "پس چون سبت گذشته بود مریم مجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده آمدند تا او را تدهین کنند و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر آمدند و با یکدیگر می‏گفتند کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاندچون نگریستند دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بودو چون به قبر درآمدند جوانی را که جامه سفید در بر داشت بر جانب راست نشسته دیدند پس متحیّر شدند او بدیشان گفت ترسان مباشید عیسی ناصری مصلوب را می‏طلبید او برخاسته است در اینجا نیست آن موضعی را که او را نهاده بودند ملاحظه کنید لیکن رفته شاگردان او و پطرس را اطّلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‏رود او را در آنجا خواهید دید چنانکه به شما فرموده بودپس بزودی بیرون شده از قبر گریختند زیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند زیرا می‏ترسیدند. "

     

    انجیل لوقا

     

    "پس در روز اوّل هفته هنگام سپیده صبح حنوطی را که درست کرده بودند با خود برافراشته بسر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدندچون داخل شدند جسد خداوند عیسی را نیافتند و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند و چون ترسان شده سرهای خود را بسوی زمین افکنده بودند به ایشان گفتند چرا زنده را از میان مردگان می‏طلبید در اینجا نیست بلکه برخاسته است بیاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده گفت ضروریست که پسر انسان بدست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سیّم برخیزدپس سخنان او را بخاطر آوردند و از سر قبر برگشته آن یازده و دیگران را از همه این امور مطّلع ساختند و مریم مجدلیه و یونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطّلع ساختند لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باور نکردند"

     

    انجیل یوحنا

     

    یوحنا این قضیه بشکلی کاملا متفاوت از اناجیل دیگر نقل می کند :

    "بامدادان در اوّل هفته وقتی که هنوز تاریک بود مریم مجدلیّه بسر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است پس دوان دوان نزد شمعون پطرس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست می‏داشت آمده به ایشان گفت خداوند را از قبر برده‏اند و نمی‏دانیم او را کجا گذارده‏اند آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده به جانب قبر رفتند و هر دو با هم می‏دویدند امّا آن شاگرد دیگر از پطرس پیش افتاده اوّل به قبر رسیدو خم شده کفن را گذاشته دید لکن داخل نشد بعد شمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبر گشته کفن را گذاشته دید و دستمالی را که بر سر او بود نه با کفن نهاده بلکه در جای علیحده پیچیده  پس آن شاگرد دیگر که اوّل بسر قبر آمده بود نیز داخل شده دید و ایمان آورد زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد  پس آن دو شاگرد به مکان خود برگشتندامّا مریم بیرون قبر گریان ایستاده بود و چون می‏گریست بسوی قبر خم شده دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند یکی بطرف سر و دیگری به جانب قدم در جائی که بدن عیسی گذارده بود نشسته دید  ایشان بدو گفتند ای زن برای چه گریانی بدیشان گفت خداوند مرا برده‏اند و نمی‏دانم او را کجا گذارده‏اند چون این را گفت به عقب ملتفت شده عیسی را ایستاده دید لیکن نشناخت که عیسی است عیسی بدو گفت ای زن برای چه گریانی که را می‏طلبی چون او گمان کرد که باغبان است بدو گفت ای آقا تو او را برداشته به من بگو او را کجا گذارده تا من او را بردارم عیسی بدو گفت ای مریم او برگشته گفت ربونی یعنی ای معلّم عیسی بدو گفت مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‏ام و لیکن نزد برادران من رفته به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‏روم  مریم مجدلیّه آمده شاگردان را خبر داد که خداوند را دیدم و به من چنین گفت. "

     

     

    اینها آن چیزهائی است که در اناجیل ذکر شده است درباره حادثه رستاخیز    مسیح از بین اموات من معتقدم اگر یک نظر اجمالی هم به این متون بکنیم متوجه اختلاف زیادی که دارند می شویم پس این اناجیل وحی و الهام الهی نیست چه اینکه اگر یکی را تصدیق کنیم باید دیگری را تکذیب نمائیم.



    پدر آریوس ::: سه شنبه 85/5/10::: ساعت 3:21 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت ششم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

    در این بحث به بیان اشکالات وارد بر مسئله فدا می پردازیم:

     

    اشکال پنجم

     

            به صلیب کشیده شدن عیسی (ع)

     

     

    قضیه به صلیب کشیده شدن عیسی از دیگر مسائلی است که علماء کتاب مقدس و مفسرین آنرا به چالش کشانده است:

     

    صلیب را خود حضرت حمل کردند یا دیگری؟

     

    اناجیل چهارگانه در نقل جزئیات این قضیه اختلاقات بسیاری دارند:

    در اناجیل سه گانه اول آمده است که صلیب را شخصی بنام شمعون قیروانی حمل کرد در حالی که در یوحنا آمده است که صلیب را خود عیسی حمل نمود.

     

    سرکه یا شراب تلخ؟

     

    نوشیدنیی  را که به حضرت  عیسی(ع) دادند:

     در متی آمده که به او سرکه ممزوج دادند تا بنوشد و مسیح آنرا چشید اما نخورد.

    اما در مرقس آمده که شراب تلخی را به او دادند و عیسی نه آنرا چشید و نه خورد.

    در لوقا آمده است که برای او فقط سرکه آوردند.

    در یوحنا آمده که حضرت عیسی مسیح(ع)  از آنها آب طلب کرد و به آنها گفت که من تشنه ام و در آنجا هم ظرفی از سرکه بود اسفنجی را از آن تر کردند و در دهان  حضرت  عیسی(ع)  ریختند و وقتی حضرت عیسی (ع) آنرا چشید فرمود : همه چیز تمام شد.

    ساعت به صلیب کشیده شدن :

     

    همچنین درباره ساعت به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) در اناجیل اختلاف نظر وجود دارد:

     در مرقس و لوقا آمده که  به صلیب کشیده شدن در ساعت سوم بوده است  در حالی که در یوحنا آمده که در  ساعت ششم بوده است.

     

    دونفری که همراه با حضرت عیسی مسیح (ع) به صلیب کشیده شدند:

     

     همچنین قصه دو نفری که با عیسی به صلیب رفتند در متی و مرقس آمده که این دو نفرعیسی (ع) را مسخره می کردند اما در لوقا آمده که یک نفر از آنها عیسی را مسخره می کرد و نفر دومی او را از این کار نهی می نمود و به همین خاطر عیسی(ع) به او گفت تو امروز با من در فردوس هستی اما در یوحنا هیچ صحبتی بین آن دو دزد با عیسی(ع) مطرح نشده است.

     

    فریاد حضرت عیسی (ع) بر روی صلیب :

     

     اما مشکل بزرگی که در قضیه صلیب و مرگ عیسی وجود دارد مساله فریاد عیسی( ع)  بر روی صلیب است در متی آمده که مسیح(ع)  نزدیک ساعت سوم با صدای بلندی فریاد کشید  و گفت : خدای من خدای من چرا مرا ترک کردی؟

    همین را مرقس نقل نموده است اما لوقا این مطلب را رد می کند و عقیده دارد عیسی از مرگ استقبال می نمود و می گفت:

    پدر روحم را در دستان تو به امانت می گذارم.

    اما یوحنا چیزی از این فریاد را نقل نمیکند و فقط می گوید که عیسی(ع)  وقتی که سرکه را خورد گفت : همه چیز تمام شد " سپس سرش را پائین آورد و روحش را تسلیم کرد.

    عجیب آنست که مسیح به آن دزد بشارت بهشت را بهمراه خود می دهد و یقین دارد که به بهشت می رود ولی باز هم جزع و فزع می کند و خدا را معاتبه می کند بخاطر اینکه او را از دار فنا بدار بقاء انتقال می دهد!!!

    اگر کسی بداند که به بهشت می رود که نباید اینکارها را بکند

    چرا آن دزد این چیزها را بزبان نیاورد ؟

    مسیح که پیامبر خدا است از آن دزد هم کمتر بود؟

    شاید بهمین خاطر باشد که یوحنا که انجیلش را بعد از اناجیل قبلی نوشته است این مطالب را از انجیلش حذف کرده چرا که این مطالب شایسته عیسی نیست.

    مطالب بسیار زیاد دیگری هم هست که در این اناجیل درباره صلیب کشیده شدن عیسی وجود دارد که همه نشان دهنده آنست که این اناجیل کتب تاریخی هستند نه الهام و وحی خدا چرا که آنچه که واقعا اتفاق افتاده و خدا آنرا می داند، که  به چند صورت متفاوت نیست، بلکه حتما به یک صورت است:

     

    در بالای سر حضرت عیسی (ع) چه نوشته بود؟

     

    متی می گوید در بالای  سر او نوشته ای را نصب کردند که روی آن نوشته بود :

    " این عیسی پادشاه یهود است "

    مرقس می گوید :

    بر آن نوشته بود " پادشاه یهود "

    لوقا می گوید :

    نوشته شده بود " این همان پادشاه یهود است "

    یوحنا می گوید :

    نوشته شده بود " عیسی ناصری پادشاه یهود "

    اناجیلی که حتی در چند کلمه ساده هم با هم اختلاف دارند را آیا می توان الهام و وحی الهی نامید ؟

     

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

     

         poparyus@gmail.com

     

    ارسال نموده یا

     

    fatheraryus@yahoo.com

     

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

     

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.



    پدر آریوس ::: سه شنبه 85/5/10::: ساعت 3:19 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت پنجم  این بحث در اینجا مطرح می شود:

    در این بحث به بیان اشکالات وارد بر مسئله فدا می پردازیم:

    اشکال چهارم

     

    آیا مسیح در برابر بلایا حفظ می شود؟ آیا مصلوب ملعون است ؟

    6- ادله ای که ثابت می کند مسیح در برابر بلایا حفظ می شود:

    مسیحیان می گویند مسیح به صلیب کشیده شد در عین حال بشارتهایی را که در عهد عتیق به مسیح انتساب می دهند با کمال صراحت می گوید خداوند مسیح را از بلاها نجات می دهد. و نمیگذارد مسیح به رنج بیافتد :

    مزامیر 19:34 « زحمات مرد صالح بسیار است اما خداوند اورا از همه آنها خواهد رهانید»

    اگر این آیات در باره عیسی مسیح (ع) باشد پس او هرگز کشته نشده است همانطور که به طور صریح در این دو آیه آمده است.

    انجیل متی 6:4 و انجیل لوقا 10:4 ، « پس خداوند نوشته است که او به ملائکه اش وصیت کرده است تا او را حفظ کنند» پس چگونه ممکن است کسی او را مصلوب کرده باشد؟

     

    7- مصلوب ملعون است:

    یکی از نکاتی که در بحث صلیب کشیده شدن مطرح است این است که در کتاب مقدس مصلوب را مورد لعنت قرار داده ،و معترف است جز ملعون به صلیب کشیده نشود بنابر این مسیح هم ملعون است.

    سفر تثنیه 23:21 ، « زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خداست»

    جالب اینجاست که پولس هم به این مطلب اشاره می کند و می گوید مسیح ملعون واقع می شود.

    رساله غلاطیان 13:3 ،« چون در راه ما لعنت شد»

    آیا معنی لعنت مطرود از ، رحمت خداوند سبحانه تعالی نیست؟ آیا خداوند سبحان راضی است که چنین چیزی را در حق فرزندش به جای آورند؟

     

    با این وجود باز هم میتوان معتقد بود که خداوند مسیح را به صلیب کشانید تا فدای گناهان ما شود؟

     

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

     

         poparyus@gmail.com

     

    ارسال نموده یا

     

    fatheraryus@yahoo.com

     

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

     

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید



    پدر آریوس ::: سه شنبه 85/5/10::: ساعت 3:19 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت چهارم این بحث در اینجا مطرح می شود:

    در این بحث به بیان اشکالات وارد بر مسئله فدا می پردازیم:

    اشکال سوم:

    آیا این آموزه با تعالیم عهد عتیق  منافات دارد یا نه ؟

    مسیحیان برای عهد عتیق جایگاه ویژه ای قائلند ، اما آموزه فدا با تعالیم عهد عتیق منافات داشته و متناقض می باشد.و عهد عتیق چنین آموزه ای را نمی پذیرد ،  در اینجا به گوشه ای از این تناقضات اشاره می کنم.

    در کتاب حزقیال می خوانیم: هر که گناه کند خودش خواهد مرد ؛ نه پسر برای گناهان پدرش مجازات خواهد شد و نه پدر برای گناهان پسرش ، انسان خوب و درستکار ، پاداش خوبی و نیکوکاری خود را خواهد یافت و انسان بد کردار نیز به سزای اعمال خود خواهد رسید.

    ( حزقیال20:18)

    باید توجه داشت که مسیحیان در اینجا بین گناه فردی و اجتماعی تفاوت گذاشته و از رهگذر آن دست به توجیه آموزه بالا می زنند، اما حقیقت آن است که این امر هم کمکی به حل مشکل یاد شده نمی کند.

    در کتاب مقدس بارها تأکید شده که بار گناه هرکس بر دوش خودش است و کسی بارکش گناه دیگری نمی شود. دقت کنید:

    سفر تکوین 23:18 ،« آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟»

    سفر اعداد22:16،  « آیا یک نفر گناه ورزد بر همگان غضبناک شوی؟»

    سفر تثنیه ،16:24 « هر کسی برای گناه خود کشته شود»

    سفر ارمیا 29:31-30 ،« و در آن ایام بار دیگر نخواهند گفت که پدران انگور ترش خوردند و دندان پسران کند گردید* بلکه هر کس به گناه خود خواهد مرد و هر که انگور ترش خورد دندان وی کند خواهد شد. »

    و لذا چرا بنی آدم بار گناه آدم را بدوش بکشند؟

    در عهد عتیق بارها تأکید شده که خدای عهد عتیق بخشنده است ، اگر آدم گناه کرده خداوند    می تواند گناهش را ببخشاید و انسان را از بار گناهانش نجات بخشد.

    داوود درمزامیر26:89، «  خدای من و صخره نجات من»

    مزامیر26:109،  « ای یهوه خدای من ، من را اعانت فرما و به حسب رحمت خود مرا

    نجات ده»

    سفر اشعیاء ، « خدای عادل و نجات دهنده سوای من نیست»

    سفر هوشع 4:13 ، « و سوای من نجات دهنده نیست»

    انجیل متی 8:3 ، « اکنون ثمره شایسته توبه بیاورید»



    پدر آریوس ::: سه شنبه 85/5/10::: ساعت 3:18 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت سوم این بحث در اینجا مطرح می شود:

    اشکال دوم:

     

    عاقبت انبیاء و پارسایان قبل از مسیح چه می شود؟

     

    افزون بر این آموزه فدا با پرسش دیگری هم روبروست و آن اینکه اساساً  گناه آدمیان ،از قرون نخستین تا زمان عیسی (ع) چه بوده ، آیا همه آنها گناهکار بوده اند و مورد بخشش پروردگار قرار نگرفته اند؟ در حالیکه در تمام کتاب مقدس از انسانهای بزرگی چون پیامبران و اولیاء  الهی ، پرهیزکاران و کسانی یاد می شود که در راه خدا جان باخته اند.

    خود مسیح در عهد جدید از زکریا سخن می گوید . حال باید پرسید انسانهایی اینچنین روی به کدام سوی دارند؟ آیا به سبب گناه اصلی و نیامدن منجی باید راه آتش در پیش گیرند؟ و یا راه دیگری هم هست؟

     

    مسیحیان در برابر این پرسش مهم ، پاسخی مخالف عقل و فطرت داده اند آنان به سادگی پیامبران گذشته را مورد توهین قرار داده ومی گویند گناهکارانی که پیش از آمدن منجی مرده اند پایان کارشان روشن است و اما پرهیزکاران با این امید خالص جان داده اند که مسیح سرانجام روزی آمده و آنها را از آتش الهی خواهد رهانید.

     

    بنابر این باید گفت که همه پیامبران بزرگ مانند نوح ، ابراهیم ، موسی، داوود، اسحاق ، یعقوب و دیگرپیامبران الهی در جهنم منتظر آمدن مسیح و نجات خود بوده اند. کدام عقل سلیم چنین سخن بیهوده ای را می پذیرد؟ افزون بر اینکه این گفته نا سازگار با عهد جدید هم هست. آنجا که متی روایت گر کلام مسیح می شود:

    «متی11:8  »  :(و بشما میگویم بسا از مشرق و مغرب آمده در ملکوت آسمان  با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست).  

     

    بر این باید افزود که مسیح ، جایگاه کودکان را در ملکوت خداوند می بیند و به آن تصریح      می کند . افزون بر آن جای جای عهد جدید نشانه های بزرگداشت عیسی مسیح (ع) از پیامبران خداوند را به همراه دارد او تاکید می کند که آنان جایی جز ملکوت خداوند ندارند با این اوصاف نمی دانم گفته هایی به این اندازه سبک و بی ارزش چگونه و از چه راهی به ساحت پاک مسیح (ع)  نسبت داده شده است. آیا معقول است که خداوند در این دنیا انسانهای بزرگی را به مثابه پیامبران خود بر گزیند و آنها هم همه هستی خود را وقف به انجام رساندن رسالت الهی بنمایند ، آنگاه پس از مرگ ، تمامشان به خاطر گناه آدم بسوزند ، تا آنکه مسیح آمده و نجاتشان دهد؟

     

    در شگفتم که انسان چگونه چنین آموزه هایی را پذیرفته و یقینی  می داند ، آیا غیر از این است که کلیسا آنها را معتبر دانسته  رسمیت داده است؟ هرچند که ناسازگار با عقل و فطرت باشند؟

     

    برگرفته از کتاب هدیه های آسمانی ، دکتر علی الشیخ، نو مسلمان

     

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

         poparyus@gmail.com

    ارسال نموده یا

    fatheraryus@yahoo.com

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.

     



    پدر آریوس ::: چهارشنبه 85/4/14::: ساعت 12:56 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی از مهمترین و اساسی ترین آموزه ها و اعتقادات مسیحیان عصر حاضر مسئله فدا می باشد . که اشکالات فراوانی بر آن متصور است. ما در این سلسله مباحث در پی آن هستیم تا ضمن مطرح کردن این آموزه به بیان اشکالات وارد بر آن بپردازیم. جا دارد دوستان مسلمان و مسیحی با استفاده از عقل سلیم و به دور از هر گونه تعصب به بیان نظرات ، آراء و اندیشه های خود در این خصوص بپردازند. قسمت دوم این بحث در اینجا مطرح می شود:

    ادله مسیحیان برای فدا

    اناجیل چهارگانه هیچ اشاره ای به گناه اصلی و فدا ندارند. در عهد جدید ، نامه های پولس و به ویژه نامه او به رومیان از این آموزه سخن گفته اند.پولس می گوید: وقتی آدم گناه کرد ، گناه او تمام نسل بشر را آلوده ساخت وباعث شیوع مرگ در سراسر جهان شد. در نتیجه همه چیز دچار فرسودگی و تباهی گشت . چون همه انسانها گناه کردند. «نامه پولس به رومیان 12-5» : ( لهذا همچنانکه به وساطت یک آدم ،گناه داخل جهان گردید ، و بگناه موت وباینگونه موت بر همه مردم طاری گشت، از آنجا که همه گناه کردند.).

    بنابر این پولس نخستین کسی است که از گناه اصلی و سپس آلوده شدن به گناه سخن گفته است . پولس همچنین بر آن است ، همانگونه که گناه و مرگ به وسیله یک انسان وارد جهان شد، نجات نیز توسط یک انسان صورت خواهد گرفت ؛ از همین رو می گوید: در نتیجه گناه یک انسان یعنی آدم ، مرگ و نابودی همه چیز را در چنگال خود گرفت ؛ اما تمام کسانی که هدیه خدا یعنی آمرزش و پاکی کامل از گناه را می پذیرند ، از آن پس شریک حیات و سلطنت یک انسان دیگر یعنی عیسی مسیح می گردند.......« نامه پولس به رومیان17:5-19 » : ( زیرا اگر به سبب خطای یک نفر و بواسطه آن یک موت سلطنت کردچه قدر بیشتر آنانیکه افزونی فیض و بخشش عدالت را می پذیرند در حیات سلطنت خواهند کرد بوسیلة یک یعنی عیسی مسیح * پس همچنانکه به یک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص همچنین به یک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات) .  بنابراین همانگونه که آدم سبب شد تا همه فرزندان جسمانی او از بار گناه سنگین شوند ، مسیح با عث شد تا فرزندان روحی او از گناه پاک شده و خوشبخت گردند.

    تا اینجا می توان گفت سنگ بنای اعتقاد به گناه اصلی و فدا ، در مسیحیت را پولس بنا نهاده و مسیح خود به این امر توجه نداشته و فرا نخوانده است.

    اشکال اول:

    چرا مسیح و حواریون در این باره هیچ نگفتند؟

    از خلال سخنان آمده دریافتیم، که آموزه فدا ، از مهمترین ا رکان اعتقاد مسیحی می باشد ، و از سوی دیگر گفتیم که نخستین بار پولس به آن اشاره میکند . با اندکی تأمل جانمان از این سؤال سرشار می شود که آیا می توان گفت مسیح (ع) از آموزه ای با این اندازه اهمیت غافل مانده و یا آن را از خاطر برده است ؟ اگر هدف او نجات بشریت بو ده آیا ممکن است که آن را رای مردم تبیین نکرده باشد؟ و آیا مردم   

    نمی دانسته اند که جانشان آلوده به گناه است؟ و این عیسی که در برابر آنها موعظه می کند همانی است که برای نجات آنها آمده است ؟ آیا مسیح (ع) باید همه اینها را از یاد ببرد و بازگویی همه این موارد را به فردی یهودی و متعصب که سبب آزار فراوان پیروان مسیح (ع) می گشت و از شاگردان او هم نبود واگذرد ؟ آیا در خور و سزاوار نبود که مسیح دست کم رسولان خود را از این عقیده آگاه می ساخت تا آنها هم مبلغ آن باشند؟

    از اینها که بگذریم هیچکدام از اناجیل به مسئله فدا اشاره نمی کنند . متی و یوحنا که هردو از شاگردان و رسولان مسیح بوده اند نه از فدا و نه از گناهان مسیح هیچ نمی گویند ، مرقس نیز که از شاگردان پطرس رسول بوده و انجیل خودرا برگزیده تعالیم او میدانسته به این آموزه توجهی ننموده در حالیکه خود مرقس از همراهان پولس به شمار میآید . لوقا هم که در برخی از سفرهای پولس یار او بوده هیچ گزارشی از گناه اصلی و فدا نداده است.

    پرسشهایی از این دست آموزه فدا را هر چه بیشتر با تردید همراه می سازد آموزه ای که نه مسیح و نه هیچ یک از شاگردان او از آن سخن نگفته اند. این آموزه پیش از هرچیز زاییده تخیل پولس است . گمان می برم که کارهای پولس در برابر مسیحیان و تعقیب و فشار و کشتار آنان احساس گناه شدیدی را در وی زنده کرده برای رهایی از عذاب وجدان و توجیه و پاک نمودن گناهان گذشته دست به ساختن این آموزه زده است . پولس در یک فرا افکنی تاریخی ، بر همه آدمیان لباس گناه پوشانده و برای رهایی از مصیبتی که خود دچار آن بوده ، دیگران را نیز گرفتار نموده است . اینها همه در صورتی است که  اولاً مراتب ایمان و توبه پولس را پذیرفته ، به او گمان نیکو داشته و سپس درستی انتساب نامه ها به او را تأیید کنیم. 

    برگرفته از کتاب هدیه های آسمانی ، دکتر علی الشیخ، نو مسلمان

     

    جهت ارسال نظرات خصوصی یا ارتباط یشتر با نویسنده می توانید مطالب خود را به آدرس

         poparyus@gmail.com

    ارسال نموده یا

    fatheraryus@yahoo.com

    را در یاهو مسنجر  addنمایید.

    با عضویت در خبر نامه از به روز شدن مطالب با خبر شوید.

    با ارسال نظرات سازنده خود مارا در بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری فرمایید.



    پدر آریوس ::: چهارشنبه 85/4/7::: ساعت 12:38 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    <   <<   6   7      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 26
    بازدید دیروز: 81
    کل بازدید :222424

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    پاسخ به سؤالات شما در مورد مسیحیت - مسجد و کلیسا - mosque&church
    پدر آریوس
    این وبلاگ بر آن است تا در فضایی آرام ، عقلانی و منطقی به مناظره و گفتگو با برادران و خواهران مسیحی جویای حق و حقیقت بپردازد.

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    پاسخ به سؤالات شما در مورد مسیحیت - مسجد و کلیسا - mosque&church

    >>> لوگوی دوستان<<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<
    پارسی بلاگ، پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ
    2006-ParsiBlog™.com ©