سفارش تبلیغ
صبا
توانگرى و درویشى آنگاه آشکار شود که در قیامت عرضه بر کردگار شود . [نهج البلاغه]
در کلیسا به دلبری ترسا - مسجد و کلیسا - mosque&church
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • مسجد و کلیسا
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • در کلیسا به دلبری ترسا (28)

     

    کوشش پاپ در آمیختن ایمان مسیحی و فلسفه یونانی، با توجه به دغدغه هایی که ایشان در مورد پروتستانیسم و اندیشه غیر دینی و علم پرستی دارد که در این سخنرانی به این دغدغه ها اشاره می کند،امر پسندیده ای است. تاریخ کلیسای روم سرشار از دشمنی با تفکر و تعقل و فلسفه بوده است.متکلمان بزرگی اساسا راه ایمان و فلسفه، راه اورشلیم و رم را از یکدیگر جدا می دانستند. برای این که اشاره ای داشته باشم که پاپ چه راه درازی را آمده است، به چند نمونه اشاره می کنم تا به بررسی اصل سخن پاپ و مقایسه آن با فضای فرهنگ و تمدن اسلامی بپردازم.

    اول: آبلار(1142-1079) از متکلمان بزرگ و فیلسوفان تاثیر گذار مسیحیت است.

    آبلار کتابی نوشت در باره الهیات مسیحی، کتابش را کلیسا سوزاند. مدعی اصلی او پاپ اینوسان سوم بود.

    دوم:راجر بیکن(1294-1214) تمامی کتاب هایش از جمله سه کتاب مهم و بدیع او:

    Opus Maius , Opus Minor , OPUS Tertiam

    که برای پاپ کلمنت 4 نوشته بود،تماما توقیف شد و بیکن را به مدت 14 سال به زندان انداختند.این اتفاق در سال 1278 افتاد. وقتی بیکن 64 ساله بود و تا 78 سالگی به جرم اندیشه فلسفی در زندان بود.

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:46 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا(27)

     

    به عبارت دیگر، پاپ به همان بخشی از سخن ابن حزم به نقل از ارنالدز استناد کرده است که موافق سخن امپراتور تلقی می شود. سخن امپراتور مبناست، نظریه ابن حزم تاییدیه ای بر آن سخن به شمار می آید. در این جا، چنان که اشاره کردم دو اشکال جدی به داوری پاپ وارد است: اولا همه سخن ابن حزم این نیست که خداوند التزامی به کلام خود و عقل ندارد. ابن حزم باور دارد که خداوند، بر خلاف عقل، اراده اش اعمال نمی شود.البته نه ابن حزم و نه پاپ وارد این مقوله نشده اند که چه نسبتی میان عقل و اراده خداوند وجود دارد.وجه تمایز عقل و اراده کدام است؟ آیا اساسا اراده خداوند می تواند غیر معقول باشد؟ کدام عقل را به عنوان معیار و محک سنجش در نظر می گیریم؟

    نکته دوم : اساسا ابن حزم نمی تواند شخص مناسبی برای استناد و استدلال پاپ باشد.

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:46 عصر

    درکلیسا به دلبری ترسا(31)

     کونفوسیوس گفته است، اگر مفاهیم به خوبی تعریف می شد، اختلاف از میان بر می خاست.بسیاری اختلاف نظر ها از این روست که انسانها در باره آن چه اختلاف می کنند ، تعریف روشنی ندارند. مثل اختلاف ساده و عمیقی که مولوی در داستان درگیری آن چهارتن بر سر مصداق انگور مطرح کرده است. در آن تمثیل او به صورت زبان اشاره می کند، آن هم در باره یک مصداق روشن، که اختلاف تنها در صورت زبان تحقق پیدا می کند . بدیهی ست وقتی اختلاف بر سر مفاهیم ست، شاهد پیچیدگی بیشتری خواهیم بود. کار بزرگ سقراط به روایت افلاطون این بود که مفاهیم را تبیین می کرد و حیطه هر مفهوم را نشان می داد. مثلا "فضیلت" را که در آغاز مفهومی آسان به نظر می آمد می کاوید.

    پاپ در سخنرانی خود، از پاراگراف پنجم که بحث نسبت عقل و اراده خداوند را مطرح کرده است و با بهره گیری از مفهوم " لوگوس" در فلسفه و عقلانیت یونانی کوشیده، خدای مسیحیت را معقول و خدای مسلمانان را غیرمعقول تلقی کند.شاهدی هم که در اثبات مدعای خود دارد، این است که خدای مسلمانان جنگ مقدس-جهاد- را ترویج می کند.

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:46 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا (30)

     

    سخن پاپ، در یورش به اسلام از سه جهت ناکام مانده است:

    نخست این که پاپ دقیقا به کانون اقتدار اندیشه اسلامی که توحید است ، یورش آورده است.

    دوم این که اهانت به پیامبر اسلام، موجب جوشش مهر و دلدادگی بیشتری خواهد شد. کسی را که خداوند به جان او قسم می خورد. و او را صاحب خلق عظیم می داند، مگر می شود که با سخن امپراتور درمانده ای مثل مانوئل دوم، و تلاش بی سرانجام پاپ بندیکت، آسیب ببیند؟

    سوم پاپ در روزگاری به جهاد یورش آورد که مسلمانان، شاهد شکست نظامی ارتش اسراییل در لبنان بودند. همان نگرانی توین بی از بعد جهادی هم اتفاق افتاد.آن روزی که آرزو می کرد: دور باد! رسید.

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:46 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا (25)

     

    امپراتور از پرسشی که مطرح می کند، بی درنگ استنتاج می کند، که در پس دستاورد پیامبر اسلام که به تعبیر او " جز شرارت و امور غیر انسانی" چیزی نبوده است، یک مبنای نظری وجود دارد. آن مبنا چگونگی باور به خداوند است.امپراتور به تفصیل بر ضد خشونت سخن می گوید.- گویی فراموش می کند که او خود یک امپراتور است و سلطه اش مبتنی بر شمشیر ست- پاپ از سخن امپراتور این برداشت را دارد. برداشتی که مجددا در پی نوشت شماره 3 متن تازه سخنرانی ذکر شده ست.می گوید:" نظریه تعیین کننده در این گفتگوی بر ضد خشونت، این ست :عملی که بر خلاف عقل انچام شود، مطابق ذات خداوند نیست. مصحح متن، تئودور خوری امپراتور را فردی معرفی می کند که مشی فکری او بر اساس فلسفه یونان شکل گرفته ست.این بیان بدیهی به نظر می رسد ، اما در آموزه های مسلمانان، خداوند مطلقا موجودی ماورایی ست. اراده او از هیچ مقوله ای از جمله عقل تبعیت نمی کند. در اینجا خوری مطلبی را از یک اسلام شناس نامدار فرانسوی،آر.آرنالدز نقل می کند.، که او اشاره می کند که ابن حزم می گوید که خداوند حتی نسبت به کلمات خودش هم مقید نیست.هیچ چیز خداوند را ملزم نمی کند که حقیقت را به ما بگوید.وقتی اراده خداوند تعلق می گیرد ما حتی ملزم به بت پرستی می شویم."

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:45 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا (24)

    پاپ در مورد نقل قولش از امپراتور توضیح تازه ای داده است.این توضیح در ویرایش جدید سخنرانی 12 سپتامبر که در سایت واتیکان قابل دسترسی ست، درج شده است. وقتی ویرایش تازه را خواندم، مدتی فکر می کردم که برای این کار پاپ محترم چه عنوانی را در ذهنم انتخاب کنم. می دانید گاهی در زبان روزمره و عرف مردم واژه ها یا جمله هایی ست که انگار فشرده یک کتاب است. عبارتی که در ذهن شما تا دور دست ها امتداد پیدا می کند.عنوانی که به ذهنم آمد" آب زیر کاه" بود. شاید هم خصلت روستایی ست که می توان گاهی آب زیر کاه را شناخت و ردش را یافت.

    پاپ متن سخنرانی را در سه مورد ویرایش کرده است. خیلی ظریف و با ملاحظه، مثل وقتی که هنرمند بزرگ ما استاد فرشچیان می خواهد مردمک چشم فرشته ای را بکشد، یا شعاعی از نور در یک نقطه ظریف که به چشم نمی آید بتاباند، با قلم مویی، از موی گربه که گویی دوسه موبیشتر ندارد.پاپ با سخنرانی اش همین کار را کرده است.

    اول:سخنرانی پاپ از 17 پاراگراف،تشکیل شده است.در پاراگراف سوم ایشان یک عبارت شش کلمه ای را افزوده اند. بهتر ست متن را نقل کنم:

    …,he addresses his interlocutor with a starting brusqueness on the central question

    "او پرخاشگرانه در باره پرسش اصلی، به طرف گفتگوی خود خطاب کرد..."

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:45 عصر

    درکلیسا به دلبری ترسا(23)

    اسلام به دودلیل نمی تواند به مقوله جنگ و جهاد بی تفاوت باشد.اولا اسلام آیینی ست که داعیه جهانی دارد. ثانیا: دینی است که ، به دلیل جامعیتی که دارد،نسبت به امر حکومت بی تفاوت نیست. رویکردی ضد ستم دارد و نمی تواند حکومت های جور و طاغوت را به رسمیت بشناسد.به عبارت دیگر اسلام صرفا عقیده قلبی نیست.این عقیده در جامعه تسری پیدا می کند و نظام تشکیل می دهد.ساده ترین دلیلش هم این ست که پیامبر اسلام که اسلام را بهتر از همه می شناسد، تشکیل حکومت می دهد.حکومتی که در آغاز با پیمان های مختلف با مسیحیان و یهودیان و قبایل عرب شکل می گیرد. به شیوه بسیار دقیق و هوشمندانه ای پیامبر هم ملت سازی می کند و هم دولت سازی. بدیهی ست وقتی با تعرض مشرکان مکه و پیمان شکنی یهودیان رویارو می شود، مقابله می کند.خودش شخصا در غزوات حضور پیدا می کند و می جنگد.در غزوات بدر و احد و خندق و بنی قریظه و خیبر و فتح و حنین و طائف و تبوک پیامبر حضور داشت و در غزوه احد مجروح شد.طبیعی ست که در چنین شرایطی که اساس اسلام به عنوان یک دین و نیز نظام نوپای اسلامی در معرض خطر بوده است، پیامبر جهاد را انتخاب می کند و درخشانترین سخن را در فضیلت جهاد و شمشیر می گوید. نه تنها او که به تعبیر قرآن همه پیامبران، چنین جهت گیری داشته اند.

    "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلناالحدید فیه باس شدید و منافع للناس.."(حدید/25)

    سخن پیامبر و دعوت او بر اساس "بینه" است.امری که متناقض با عقل نیست. بلکه آن چنان روشن که عقل آن را گواهی می کند.بینه فقط نشانه رسالت پیامبران نیست. انسان هم باید برای راهی که انتخاب می کند و سخنی که می گوید بینه داشته باشد.قران می گوید اگر کسی می خواهد خودش را نابود کند هم باید بینه داشته باشد.(انفال/42)

    ابن عربی در این مورد، هلاک و حیات بر اساس بینه؛ می گوید:" حیات طبیعی و مادی متناسب با هلاک و حیات حقیقی متناسب با ایمان معنی پیدا می کند".

    مرگ، هلاکت است و زندگی، حقیقت زندگی؛ حیات است. برچنین بنیاد عقلانی، پیامبران کتاب و میزان می آورند.کتاب راهنمای نظری ست و میزان راهنمای عملی. زندگی پیامبر اسلام میزان است.هدف جامعه ای عادلانه است. آهن هم نماد قدرت چنین جامعه ای است، که شمشیر می تواند یکی از مصادیق آن باشد.

    پیامبر اسلام حدیثی دارند، دو کلمه ای! در باره جنگ سخن گفته اند.نکته ای را مطرح کرده اند که هم اولین استراتژیست جنگ "سان تزو" و هم آخرین استراتژست، "کارل کلاویتس" همان سخن را به تفصیل نظریه پردازی کرده اند. پیامبر گفته است:"الحرب خدعه" جنگ یک ترفند است. اصالت با بیشتر کشتن نیست ، با پیروزی هوشمندانه است. مثل پیروزی مسلمانان در جنگ احزاب.همین تدبیر وقتی به دست نیروهای هوشمند حزب الله می افتد نیروی ویژه ارتش اسراییل را در لبنان زمین گیر می کنند.روزنامه های اسراییلی از تسلط حزب الله بر شبکه مخابراتی ارتش اسراییل در دوران جنگ 33 روزه نوشته اند. براساس رهنمود پولس رسول که گفته است:" ای غلامان !حکمروایان خود را چون مسیح با ترس و لرز با ساده دلی اطاعت کنید"(رساله پولس رسول به افسسیان، باب6 آیه5) در ترجمه فارسی کتاب مقدس،حکمرانان آقایان بشری! ترجمه شده است که نا رساست با توجه به متن انگلیسی با اصل یونانی،تردیدی نیست که مراد فرمانروایان هستند.

    The interlinerar NIV, by Alfred Marshal, Zondervan,Michigan1976, p:773

    در رساله به تیطس که به صراحت تمام گفته است:"به یاد ایشان بیاور که حکام و سلاطین را اطاعت کنند و فرمانبرداری نمایند"(باب 3/آیه1)

    خیلی خوب! اسراییل قدرت درجه اول نظامی منطقه- البته تا پیش از جنگ 33 روزه- لبنانی ها را اسیر کرده است . خاک لبنان را هم اشغال کرده. لبنانی ها باید در برابر اسراییل بلرزند و در برابر اراده امریکا تسلیم شوند؟ یا جامه شان را بفروشند و شمشیر بخرند و در برابر ظلم و اشغال مقاومت کنند و بجنگند و با تسلط بر زبان عبری از پیام های ارتش اسراییل رمز گشایی کنند و موجب سربلندی کشور و ملتشان بشوند و اسراییل را در موقعیت بغرنج قرار دهند. مسیح اگر در میان لبنانی ها بود، به جمعیت خوابزده ای مثل پطرس می پیوست، یا جامه اش را می فروخت و شمشیر می خرید؟

    به دلیل همین آموزه های پولس است که کلیسا به عنوان پیش قراول سپاه استعمار در جهان و به ویژه در افریقا عمل کرد. به قول اقبال لاهوری، اول میسیونر ها می آمدند. دوم مدیکال-دارو و درمان- و سوم میلیتاری-ارتش- کدام رویکرد عقلانی است.در برابرقدرت حاکم لرزیدن یا فریاد زدن؟ همان که به تعبیر امام علی جهاد افضل ست. کلمه حق عند امام جائر"( نهج البلاغه، حکمت 374)

    پیداست امپراتور نه اسلام را می شناسد و نه پیامبر اسلام را و نه اطلاعی از کم و کیف جهاد مسلمانان و توسعه اسلام دارد.واقعا دو امپراتوری بزرگ ایران و روم در برابر مسلمانان به دلیل شمشیر مجاهدان عرب سقوط کردند.یا آن که آن امپراتوری ها از درون مضمحل شده بودند. مردم ایران و مصر و سوریه و فلسطین و... منتظر بودند که اتفاقی بیفتد و آنان از ستم رهایی پیدا کنند.

    در پذیرش اسلام توسط ایرانیان نقش درجه اول را از یک سو پیام اسلام داشت و از سوی دیگر" دهقانان" که طبقه برگزیده فرهنگی و نخبگان آن روز ایران بودند. سلمان فارسی که پیشاهنگ اسلام ایرانیان است و به عنوان اولین حاکم مداین پس از فتح مداین و سقوط ساسانی انتخاب شد. به دلیل شمشیر اسلام مسلمان شده بود؟ یا پیام اسلام و جستجو گری حقیقت او را به مدینه کشانید. سال های سال جفت بدحالان و خوش حالان شد.کتاب مقدس و مسیحیت را کاوید. سال ها سرسپرده مسیحیت بود تا به اسلام رسید.

    مثل همان روحانیان زردشتی-مغ ها- که پیش از میلاد مسیح، در جستجوی مسیح بودند.(متی/2/2)

    ایرانیان در برابر سپاه اسلام نمی جنگیدند.رستم فرخزاد با سپاهش از شرق ایران-خراسان- به این دلیل به غرب آمد که ایرانیان منطقه غرب پیام اسلام را زود تر شنیده و بدان دل بسته بودند. جنگ زنجیر! ذات السلاسل ، به این خاطر نام گذاری شد که ایرانیان نمی خواستند بجنگند و از جبهه می گریختند.مگر ارتش صدام جنگیدند؟ فقط وزیر تبلیغاتش بود که تا آخرین لحظه به قول خودش با علوج امریکایی می جنگید.

    مانوئل دوم هم، موقعی به پیامبر اسلام ناسزا می گوید که امپراتوری اش در برابر مجاهدان مسلمان مثل توده ای برف روز به روز آب می شد. ترفند او در سازماندهی شورش علیه سلطان عثمانی-سلطان مراد- شکست خورده بود. سلطان مراد عناصر فتنه را دستگیر کرد و از میان برد.مانوئل طعم شمشیر ترکان عثمانی را چشیده بود. پاپ چرا چنین سخنی را نقل کرد؟

    ادامه دارد

    سیدعطاءالله مهاجرانی

     

    http://www.kelisa-masjed.blogfa.com

    poparyus@gmail.com

     



    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:45 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا(22)

    جنگ مقدس یک اصطلاح یهودی-مسیحی است. جنگ برای تصرف سرزمین موعود از سوی یهودیان ، مقدس تلقی می شد. شاید ، سرزمین موعود که مقدس خوانده می شد، این جنگ ها را هم به تبع آن مقدس خواندند. در قران با همین عنوان مقدس، سه بار به سرزمین فلسطین اشاره می کند.(مائده/21 و طه/12 و نازعات/19) مسیحیان نیز که با شعار جنگ مقدس، جنگ های صلیبی را بر پا کردند؛ مرادشان آزادی همین سرزمین یعنی بیت المقدس بود.پژوهشگران یهودی ومسیحی این اصطلاح را در مورد" جهاد" به کار بردند. برخی نویسندگان مسلمان هم بدون توجه به تاریخ و مناسبت این اصطلاح ، از آن استفاده کردند.مثل واژه"اسلامیست" که در دهه اخیر برای گروه بن لادن و زرقاوی استفاده می شود. ریشه و سابقه این واژه را جستجو می کردم که از کجا شروع شده است؟دیدم نخستین بار هفته نامه "جروزالم پست" این واژه را به کار برده است.

    می توان گفت اساسا جهت گیری جهاد در اسلام با جنگ مقدس متفاوت است. در جهاد تصرف سرزمین هدف نیست. هدف دفاع از دین و مسلمانان و سرزمین است. از این رو می توان جهاد را جنگ عادلانه و اخلاقی تعبیر کرد.می توانیم به عنوان نمونه غزوات پیامبر اسلام، جنگ با ایران و روم و مصر ویا جنگ های داخلی مثل جنگ با خوارج و صفین را از یک طرف و از سوی دیگر جنگ های مطرح در کتاب مقدس را با یکدیگر مقایسه کنیم. کشتن عنصر اصلی حنگ است. هر طرف می خواهد طرف دیگر را از میان بردارد اما انتقام جویی و کینه کشی امر دیگری است.

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:43 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا(21)

    می توان دو معادله را برحسب داوری پاپ و امپراتور در برابرهم قرار داد و سنجید:

    اول: بر اساس آموزه های مسیح، شمشیر را باید به کناری نهاد و اگر هم مثل مواردی که اشاره کردم، مسیح سخن از شمشیر و ضرورت استفاده از آن به میان آورده است، آن آیات را تاویل به شمشیر معنوی کنیم.

    دوم:بر اساس آموزه های پیامبر اسلام و قرآن و سنت پیامبر، معیار استفاده از شمشیر عدالت است و دفاع از جان و مال انسان و سرزمین و ملت و دین واجب است.

    اشاره کردم که تلقی ضد ارزش دانستن شمشیر، بیش از آن که تلقی مسیحی باشد، تلقی کلیسایی ست. جالب است که کلیسا در کارنامه خود، جنگ های صلیبی را داراست. که هم به نام مسیح صورت گرفت و هم صلیب-که البته شبیه شمشیر نیز هست- نماد جنگ بود. کشتاری که در بیت المقدس انجام دادند؛ بسیار شبیه کشتار یوشع در اریحا و کشتار یهودا در اورشلیم بود. علاوه بر این، روایت عهد قدیم از شمشیر متفاوت از روایت عهد جدید است. امکان تاویل هم وجود ندارد. کشتن کودکان در اریحا که تاویل پذیر نیست. البته توجیه پذیر است. چنان که ساموئل شولتز در کتاب" کتاب مقدس سخن می گوید" به توجیه آن واقعه هولناک پرداخته است:

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:41 عصر

    در کلیسا به دلبری ترسا 20)

     

    گسترش اسلام توسط شمشیر، توصیه پیامبر اسلام به این امر، نکته ای ست که به عنوان" شرارت و امری غیر انسانی " از سوی امپراتور مطرح شده است. با قرینه های بسیاری که در متن سخنرانی پاپ مشاهده می شود، می توان استنباط کرد که پاپ با امپراتور همدل و همسخن است.گویی واژه شمشیر و شرارت و امر غیرانسانی مساوی یا مترادف یکدیگرند.چگونه امپراتور دانشمند و نیز پاپ عالم الهی و متکلم پر سابقه چنین سخنی را می پذیرند؟ مگر مسیح از شمشیر سخن نگفته است؟ واقعیت این است که متن کتاب مقدس و به ویژه عهد جدید، در همین بحث خاص استفاده از شمشیر، به نحو شگفت آوری متکلمان مسیحی و مفسران انجیل را به زحمت انداخته است. سخن بر سر عهد قدیم و صحیفه یوشع و جنگ های داود نیست. سخن بر سر داوری مسیح در باره شمشیر است.:

    " گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نیامده ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را* زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم* و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود*"

    (متی،باب 10،آیه 34 و 35)

    ادامه مطلب...

    پدر آریوس ::: یکشنبه 86/10/16::: ساعت 11:41 عصر

    <      1   2   3   4      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 30
    بازدید دیروز: 150
    کل بازدید :215692

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    در کلیسا به دلبری ترسا - مسجد و کلیسا - mosque&church
    پدر آریوس
    این وبلاگ بر آن است تا در فضایی آرام ، عقلانی و منطقی به مناظره و گفتگو با برادران و خواهران مسیحی جویای حق و حقیقت بپردازد.

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    در کلیسا به دلبری ترسا - مسجد و کلیسا - mosque&church

    >>> لوگوی دوستان<<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<